دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)










ابوطالب نامش عمران بود و یكى از ده پسر عبدالمطلب است.
او با عبداللَّه پدر محمد و زبیر از یك مادر به نام فاطمه بنت عمرو بن مخزومى تولدش 54 سال قبل از اسلام بود و وفاتش پس از 64 سال و 8 ماه و 14 روز در آخر سال دهم بعثت سه روز قبل از خدیجه رخ داده برخى سن او را تا 87 سال هم نوشته‏اند. ابوطالب برحسب وصیت پدرش عبدالمطلب و نبوغى كه در برادرزاده‏اش دید خاصه كه پدر جوانش را از دست داده و داغ مرگ مادر بر دل جا گذاشته بود نسبت به محمد (ص) بسیار ابراز علاقه نشان داد تا آنجا كه توانست از حمایت و فداكارى در راه هدف مقدس محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم كوتاهى نكرد.



[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 07:50 ق.ظ ] [ سمیرا ]
1 ـ نورانى شدن چادر مبارك حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه
2 ـ آمدن لباس‏ها و زیورهاى بهشتى براى حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه
3 ـ لباس بهشتى حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه در مجلس عروسى
4 ـ نزدیك شدن مردم به هلاكت به واسطه‏ى نفرین حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه
5 ـ مستجاب شدن نفرین حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه در مورد عمر
6 ـ ملاقات حوریان بهشتى با حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه
7 ـ نازل شدن جبرئیل بر حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه پس از رحلت پیامبر (ص)
8 ـ در آغوش كشیدن حسنین علیهم‏السلام توسط حضرت زهرا بعد از شهادت
9 ـ خاكسپارى حضرت زهرا و صحبتهاى زمین با امیرالمؤمنین علیه‏السلام



[ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ سمیرا ]
  روزى عایشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى كه آن حضرت براى حسن و حسین (ع) با آرد و شیر و روغن در دیگى غذاى حریره درست مى‏كرد. دیگ بر روى اجاق و آتش مى‏جوشید و بالا مى‏آمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم مى‏زد.
عایشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بیرون آمده، نزد پدرش ابوبكر رفت و گفت: اى پدر! من از فاطمه چیز شگفت‏آورى دیدم، و آن اینكه دست به درون دیگى كه بر روى آتش مى‏جوشید برده، آن را به هم مى‏زد.

ادامه مطلب

[ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 02:02 ق.ظ ] [ سمیرا ]
جناب ابوذر مى‏گوید: رسول خدا (ص) مرا به دنبال على (ع) فرستاد. به خانه‏اش رفتم و او را خواندم، ولى پاسخ مرا نداد. و آسیاب دستى را دیدم كه بدون اینكه كسى باشد به خودى خود، مى‏گردد. دوباره او را خواندم، بیرون آمد و با هم نزد رسول خدا (ص) رفتیم و پیامبر متوجه على (ع) شد و چیزى به او گفت كه من نفهمیدم.
گفتم: شگفتا! از دستاسى كه بدون گرداننده مى‏گردد.
آنگاه پیامبر (ص) فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعضا و جوارحش را پر از ایمان و یقین كرده و چون خداوند ضعف او را دانست، پس در روزگار سختى به او كمك كرد و كفایتش نمود. مگر نمى‏دانى كه خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را یارى دهند؟! (1)


  1 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 29.



[ یکشنبه 7 خرداد 1391 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ سمیرا ]
وقتى كه كفار از پیامبر اسلام (ص) انشقاق قمر را خواستند، زمانى بود كه خدیجه (س) به فاطمه (س) حامله بود و خدیجه از این سؤال كفار ناراحت شده و گفت: زهى تأسف براى كسانى كه محمد را تكذیب مى‏كنند! در حالى كه او فرستاده‏ى پروردگار من است.
پس فاطمه (س) از شكم مادرش صدا كرد: اى مادر! نترس و محزون نباش، زیرا خدا با پدر من مى‏باشد.
پس وقتى كه مدت حمل خدیجه (س) تمام شد و موقع وضع حمل رسید، خدیجه فاطمه (س) را به دنیا آورد و او به نور جمال خود تمام جهان را روشن و منور ساخت.(1)


  1 ـ روض الفائق، ص 214.



[ یکشنبه 7 خرداد 1391 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ سمیرا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 41 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...

تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic