دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)










نقل عبدالفتاح عبدالمقصود


این دانشمند خبیر و شهیر مصرى، داستان در دربار هجوم به خانه‏ى وحى را در دو مورد از كتاب خود آورده است كه ما به نقل یكى از آنها بسنده مى‏كنیم:
«إنّ عمر قال: و الّذى نفسى بیده، لیَخرجنَّ أو لأحرقنّها على من فیها...! قالت له طائفة خافت اللَّه و رعت الرسول فى عقبه: یا أباحفص، إنّ فیها فاطمة...! فصاح لا یبالی: و إن...!» واقترب وقرع الباب، ثم ضربه و اقتحمه... و بدا له علیّ... ورنّ حینذاك صوت الزهراء عند مدخل الدار... فإن هی إلّا رنة استغاثة أطلقتها: یا أبت رسول‏اللَّه...
تستعدی بها الراقد بقربها فی رضوان ربّه على عسف صاحبه، حتّى تبدّل العاتی المدل غیر إهابه، فتبدّد على الأثر جبروته، و ذاب عنفه و عنفوانه، وودّ من خزى لو یخرَّ صعقاً تبتلعه مواطى قدمیه ارتداد هدبه إلیه....
و عند ما نكص الجمع، و راح یفرّ كنوافر الظباء المفزوعة أمام صیحة الزهراء، كان علیّ یقلّب عینیه من حسرة و قد غاض حلمه، وقل همّه، و تقبضت أصابع یمینه على مقبض سیفه كهمّ من غیظه أن تغوص فیه...». (1)
«قسم به كسى كه جان عمر در دست اوست، بیرون بیایید والا خانه را بر سر ساكنانش به آتش مى‏كشم! گروهى كه از خدا مى‏ترسیدند و حرمت پیامبر را در نسل او نگه مى‏داشتند، گفتند: اى اباحفص! فاطمه در این خانه است. و او بى‏پروا فریاد زد: باشد! عمر نزدیك آمد و در زد، سپس با مشت و لگد به در كوبید تا به زور وارد شود. على علیه‏السلام پیدا شد.
صداى ناله‏ى زهرا در آستانه‏ى خانه بلند شد. آن صدا، طنین استغاثه‏اى بود كه دختر پیامبر سر داده و مى‏گفت: پدر! اى رسول خدا... مى‏خواست از دست ظلم یكى از اصحابش او را كه در نزدیكى وى در رضوان پروردگارش خفته بود، برگرداند، تا سركش گردن فراز بى‏پروا را به جاى خود نشاند و جبروتش را زایل سازد و شدت عمل و سختگیرش را نابود كند و آرزو مى‏كرد قبل از این كه چشمش به وى بیفتد، صاعقه‏اى نازل شده او را درمى‏یابد.
وقتى جمعیت برگشت و عمر مى‏خواست همچون آهوان رمیده، از برابر صیحه‏ى زهرا فرار كند، على از شدت تأثیر و حسرت با گلویى بغض گرفته و اندوهى گران، چشمش را در میان آنان مى‏گردانید و انگشتان خود را بر قبضه‏ى شمشیر فشار مى‏داد و مى‏خواست از شدت خشم در آن فرورود...».


1ـ عبدالفتاح عبدالمقصود، على بن ابى‏طالب 4/ 274- 277 و نیز 1/ 192- 193.



[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ] [ 05:05 ق.ظ ] [ غفور ]

ابوالفرج مسعودى (متوفاى 345) در مروج‏الذهب مى‏نویسد: ابوبكر در حال احتضار چنین گفت:
من سه چیز انجام دادم و آرزو داشتم كه كاش آنها را انجام نمى‏دادم، یكى از آن سه چیز این بود كه:
«فوددت انّی لم أكن فتشت بیت فاطمة و ذكر فی ذلك كلاماً كثیراً». (1)«آرزو مى‏كردم كاش حرمت خانه‏ى زهرا را زیر پا نمى‏نهادم و در این مورد سخن زیادى گفت».
مسعودى، با اینكه نسبت به اهل‏بیت پیامبر، گرایش‏هاى سالمى دارد، ولى باز به ملاحظاتى كه بر آگاهان به تاریخ پوشیده نیست، از بازگویى سخن خلیفه خود دارى كرده و با كنایه رد شده است و تنها به این اكتفا نموده كه خلیفه سخن زیادى در این مورد گفت. حالا این سخن زیاد چه بوده است خدا مى‏داند؟!


1ـ مروج‏الذهب 2/ 301، چاپ داراندلس، بیروت.



[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ] [ 04:27 ق.ظ ] [ غفور ]
 


محمد بن یزید بن عبدالأكبر بغدادى (210- 285) ادیب و نویسنده معروف اهل سنت- كه آثار گران‏سنگى از او به یادگار مانده است- در كتاب «الكامل» خود، داستان آرزوهاى خلیفه‏ى اول را به نقل از عبدالرحمان بن عوف آورده و یادآور مى‏شود:
«وددت أنی لم أكن كشفت عن بیت فاطمة و تركته ولو أغلق على الحرب(1)
«آرزو مى‏كردم اى كاش بیت فاطمه را هتك حرمت نمى‏كردم و آن را رها مى‏نمودم هر چند براى جنگ بسته شده باشد».


1ـ شرح نهج‏البلاغه 2/ 47، چاپ مصر


[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ] [ 04:04 ق.ظ ] [ غفور ]
نقل نظام


ابراهیم بن سیار نظام معتزلى (160- 231) از ادبا و دانشمندان مشهور است كه به علت زیبایى كلامش در نظم و نثر، به «نظّام» معروف شده است.
در كتابهاى متعددى از نظّام، با اشاره به حضور خلیفه ثانى نزد در خانه‏ى فاطمه علیهاالسلام، چنین آمده است:
«انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتى ألقت المحسن من بطنها».(1)
«عمر در روز اخذ بیعت براى ابى‏بكر بر شكم فاطمه زد، در نتیجه، فرزندى كه وى در رحم داشت و نام آن را محسن نهاده بود سقط شد».


1ـ الوافى بالوفیات 6/ 17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانى 1/ 57، چاپ دارالمعرفه، بیروت. درترجمه نظام به كتاب «بحوث فى الملل والنحل» 3/ 248- 255 مراجعه شود



[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ] [ 03:33 ق.ظ ] [ غفور ]

ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانى (260- 360) شخصیتى است كه ذهبى در «میزان الاعتدال» در حق او مى‏نویسد: حافظ و ثبت. (1)مولف كتاب «المعجم الكبیر»- كه كرارا چاپ شده است- آنجا كه درباره‏ى ابى‏بكر و خطبه‏ها و وفات او سخن مى‏گوید یادآور مى‏شود: ابى‏بكر به هنگام مرگ، آرزو كرد: 
كاش سه چیز را انجام نمى‏دادم.
كاش سه چیز را انجام مى‏دادم.
كاش سه چیز را از رسول خدا سؤال مى‏كردم.
سپس، درباره‏ى آن سه چیزى كه ابوبكر آرزو مى‏كرد كاش آن را انجام نمى‏دادم، چنین مى‏گوید:
«فأمّا الثلاث اللاتی وددت أنی لم أفعلهنّ، فوددت انّی لم أكن كشفت بیت فاطمة و تركته».
«آن سه چیزى كه آرزو مى‏كنم كاش انجام نمى‏دادم چنین بود: آرزو مى‏كنم حرمت خانه‏ى فاطمه را زیر پا نمى‏نهادم و آن را به حال خود واگذار مى‏كردم».


1ـ میزان الاعتدال 2/ 195.
2ـ المعجم الكبیر طبرانى 1/ 62، شماره حدیث 43، تحقیق حمدى عبدالمجید سلفى



[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ] [ 03:01 ق.ظ ] [ غفور ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 14 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic