دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)











واقعه‎ای که در نیشابور اتفاق افتاد



حرم امام رضا علیه السلام


این ماجرا را تقریبا تمام كتاب‎هایى كه به احوال امام رضا علیه السلام و جریان‎هاى خط سیرش به «مرو» پرداخته‏اند، نقل كرده‏اند. هنگام ورود امام به نیشابور دو حافظ قرآن به نام‎هاى «ابو زرعه رازى‏» و «محمد بن اسلم طوسى‏» همراه با تعداد بیشمارى از دانشجویان سر راهش را گرفتند تا چشمشان به جمال رویش روشنى گیرد. مردم بسیارى به استقبال آمده بودند، برخى فریاد مى‏زدند، برخى دیگر از خوشحالى جامه خود را بر تن مى‏دریدند، عده‏اى روى زمین در مى‏غلتیدند، عده‏اى هم سُم استر امام را در آغوش مى‏كشیدند و بالاخره جمعى نیز گردن‎ها را به سوى سایبان محملش كشیده، هر كس به نحوى احساسات خود را ابراز مى‏كرد. روز به نیمه رسید و از چشمان مردم همچنان سیل اشك سرازیر بود. بالاخره چند تن از راهنمایان فریاد برآوردند كه: «اى مردم، همه سكوت اختیار كرده گوش فرا دهید. پیامبر اکرم را با ازدحام بر گرد فرزندش آزار مدهید ... .»

در آن هنگام امام رضا علیه السلام حدیثى را با ذكر سلسله سند طلائیش كه مشهور است، براى مردم چنین بازگو كرد:

خدا مى‏فرماید: «كلمه توحید یعنى لا اله الا الله دژ من است، هر كس وارد این دژ شود، از عذاب ایمن است.‏»

امام این را بگفت و مركبش حركت كرد، آنگاه دوباره سر از سایبان مركب بیرون آورده افزود: «اما با رعایت ‏شروط آن كه من خود از جمله شروط آن هستم‏.»

در آن روز تعدادى بالغ بر بیست هزار نفر قلم و دوات به دست داشتند كه حدیث امام را مى‏نوشتند. و بدینگونه مورخان رویداد معروف نیشابور را یادداشت كرده‏اند. (1)

 

پى‏نوشت‏:

1- این موضوع در مجله مدینة العلم (سال اول، ص 415) از صاحب تاریخ نیشابور و از المناوى فى شرح الجامع الصغیر نقل شده است. این داستان در كتاب‎هاى زیر نقل شده است: الصواعق المحرقة / ص 122 - حلیة الاولیاء / 3 / ص 192 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 135 - امالى صدوق / ص 208 - ینابیع المودة / ص 364 و 385 – بحار الانوار / 49 / ص 123، 126، 127 - الفصول المهمة، ابن الصباغ / ص 240 - نور الابصار / ص 141. كتاب مسند الامام نیز آن را از این كتاب‎ها نقل كرده است: التوحید، معانى الاخبار، كشف الغمة / 3 / ص 98. این داستان در بسیارى از كتاب‎هاى دیگر نیز ذكر شده منتها برخى جمله «به شروط آن و من از این شروط هستم‏» را حذف كرده‏اند كه دلیلش براى ما روشن است.

 

منبع:

كتاب زندگى سیاسى امام هشتم، ص 94، سید جعفر شهیدى .




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:23 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]


امام رضا علیه السلام هرگز قهقهه نمی‎زد



حرم امام رضا علیه السلام


شیخ صدوق از قول ابراهیم بن العباس گفته است:


هرگز ندیدم كه حضرت ابوالحسن الرضا كسی را با سخنان خویش آزار دهد و ندیدم كه هرگز سخن كسی را قطع كند یعنی در میان سخن او سخنی بگوید تا سخن گوینده تمام شود و حاجت مردم را تا جایی که در توانش بود، برآورده می‎کرد و در مجلس، مقابل همنشین خود، تكیه نفرمود و پایش را دراز نکرد. هیچ وقت ندیدم او را كه به یكی از غلامان خود فحش دهد و هرگز ندیدم كه آب دهان خود را دور افكند و هیچگاه ندیدم كه قهقهه زند، بلكه خنده او تبسم بود و چون خلوت می‎فرمود و سفره غذا مقابل ایشان پهن می‎نمودند، همه اهالی خانه را سر سفره می‎نشاند، حتی دربان و میرآخور(مسئول اصطبل) نیز با ایشان طعام میل می‎فرموند و عادت وی این بود كه شب‎ها كم می‎خوابید و بیشتر شب‎ها از اول شب تا صبح بیدار بود و روزه بسیار می‎گرفت، آن حضرت پنهانی بسیار احسان می‎كرد و صدقه می‎داد. بیشتر صدقات او در شب‎های تار بود.

 

منبع:

منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 340- 341.

 




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:19 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]

زیارت ثامن الحجج با پای پیاده



حرم امام رضا علیه السلام

مرحوم جلوه در حجره خود مشغول مطالعه بود که دید پیرمردی به در حجره رسید و گفت:

ـ اجازه می‎دهی امشب در حجره شما استراحت کنم؟

مرحوم جلوه اجازه داد. پیرمرد وارد شد کیسه‎ای همراه داشت آن را باز کرد مقداری نان بیرون آورد میل کرد و دوباره سر کیسه را بست و گذاشت زیر سر خود و چیز نازکی هم روی خود کشیده و دراز کشید، ولی تماشا می‎کرد و می‎دید مرحوم جلوه غرق در مطالعه است؛ گفت:

ـ آن کتاب چیست که مطالعه می‎کنید؟

مرحوم جلوه جواب داد:

ـ کتاب اسفار است. پرسید:

ـ کدام مبحث را می‎خوانی؟ مرحوم جلوه در حالی که از سؤال پیرمرد تعجب کرده بود جواب داد: فلان مبحث.

پیرمرد گفت:

ـ ایـن که چیزی نیست بعد همانطور که خوابیده بود تمام مطالب آن مبحث را با جزئیات بیان کرد، به طوری که مرحوم جلوه دید مطالبی را که خیلی مشکل بوده برایش آسان و روشن شد.

مرحوم با تعجب پرسید:

ـ آقا شما ساکن کجا هستید؟ ممکن است خودتان را معرفی نمایید؟

پیرمرد فرمود:

ـ اگر قول می‎دهی به کسی نگویید و مرا به کسی معرفی نکنید می‎گویم.

عرض کرد: قول می‎دهم و با شما عهد می‎بندم که تا شما این جا هستید به کسی نگویم.

آن وقت پیرمرد فرمود:

ـ من شیخ مرتضی انصاری هستم. نذر کرده‎ام که تنها و پیاده به زیارت حضرت ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام مشرف شوم و برای آن که کسی مرا نشناسد به این شکل درآمدم.

 

منبع:

پایگاه صالحین




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]
       السلام علیک یا علی بن موسی الرضا 

 

زآستان رضا سرخط امان دارم ٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارم

اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل  همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم

ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم ٬ درین چمن به صد امید آشیان دارم

 

رضاجان عمریست که گوشه نشین محبتم

این گوشه را به وسعت دنیا نمیدهم یا امام الرئوف . . .




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]


پرتوی از شخصیت امام رضا علیه السلام




امام رضا

ابن صباغ مالكی درباره حضرتش می‌نویسد: «حضرت از مناقبی والا و صفاتی پسندیده برخوردار است. نفس شریفش پاك، هاشمی نسب و از نژاد پاك نبوی است.»

بعد از جریان ولایتعهدی، روزی عبدالله بن مطرف بن هامان بر مأمون وارد شد. حضرت رضا(علیه السلام) نیز در مجلس حضور داشت. خلیفه رو به عبدالله كرد و گفت: درباره ابوالحسن علی بن موسی الرضا چه می‌گویی؟

عبدالله گفت: «چه بگویم درباره كسی كه طینت او با آب رسالت سرشته شده و ریشه در گوارای وحی دوانیده است. آیا از چنین ذاتی جز مشك هدایت و عنبر تقوا می‌تواند ظاهر شود؟ [1]»

 

زهد امام

عیون اخبار الرضا: ابو عباد گفت: حضرت رضا در تابستان روى بوریا در زمستان روى پلاس مى‏نشست و لباس خشن مى‏پوشید مگر موقعى كه میان جمعیت می رفت كه خود را براى آنها مى‏آراست.

شبها كم میخوابید و بسیار بیدار بود بیشتر شبها از ابتداى شب تا صبح شب زنده‏دار بود خیلى روزه میگرفت روزه سه روز در ماه از او فوت نمیشد میفرمود: این سه روز روزه تمام عمر است خیلى كمك میكرد و صدقه میداد در پنهانى بیشتر در شبهاى تاریك چنین كارى را میكرد هر كس بگوید چون او در مقام و شخصیت دیده است باور نكنید

علم امام

عیون اخبار الرضا: ج 2 ص 179- ابو ذكوان گفت: از ابراهیم بن عباس شنیدم كه میگفت: هر چه از حضرت رضا علیه السّلام مى‏پرسیدند میدانست از زمان او كسى راجع بتاریخ گذشته تا آن روز از حضرت رضا واردتر نبود مأمون او را آزمایش میكرد بسؤال‏ها در هر مورد. جواب آنها را میداد تمام سخن و جواب و مثالى كه مى‏آورد از قرآن استفاده مینمود در هر سه روز یك مرتبه قرآن را ختم میكرد.

میفرمود: اگر بخواهم در كمتر از سه روز ختم كنم میتوانم ولى بهر آیه‏اى- كه میرسم در آن دقت میكنم كه در باره چه چیز و چه زمانى نازل شده بهمین جهت در هر سه روز یك مرتبه ختم میكنم.

 

آداب معاشرت امام

عیون اخبار الرضا: ابراهیم بن عباس گفت: هرگز ندیدم حضرت رضا علیه السّلام با سخن خود كسى را برنجاند و هرگز ندیدم سخن كسى را قطع كند تا او صحبت خود را تمام میكرد و هرگز محتاجى را رد نكرد بقدرى كه قدرت داشت. هرگز پاهاى خود را مقابل كسى كه نشسته بود دراز نمیكرد و نه تكیه میكرد در مقابل كسى كه نشسته بود و هرگز غلامان خود را ناسزا نمیگفت: و ندیدم كه آب دهان بزمین بیاندازد و نه هرگز در موقع خنده قهقهه نمیزد خنده آن جناب تبسم بود.

در خلوت سفره‏اش را می گستردند غلامان خود را بر سفره خویش مینشاند حتى دربانها و مهتر چهارپایان را،

 


ادامه مطلب

[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 30 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو