دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)










      بی‏سر و سامان



امام رضا (ع)

ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم

مهمان تو و سفره احسان تو بودم

یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم

ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم

تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد

زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم

طوفان عجیبی است غم عاشقی تو

چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم

ای گنبد تو عشق ، من خسته دل ای کاش

چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم

یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست

ای کاش ز  زوار خراسان تو بودم


مهدی صفی یاری

بخش عترت و سیره تبیان




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:50 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]

به پای بوس نگاهت...



امام رضا


خاک، بوی قدم‏هایت را حس کرد و آسمانی شد.

 قاصدک‏ها، تادورترین سرزمین‏ها را، چرخیدند و مژده آمدنت را به چشم‏های تشنه رساندند. خاک، قدم گاه قدم‏های ملکوتی تو شد و فرشته‏ها، زایر همیشگی‏ات تا به هر بهانه، به زیارت چشمان روشنت بیایند و بوی خوشت را برای آسمان‏ها سوغات ببرند.

چقدر دوست داشتنی است روزهای آمدنت! کاش می‏توانستم هر سال، روز تولدت را در حرم نفس بکشم! شب تولد تو که می‏شود، حرمت از آسمان پر ستاره نیز پرستاره‏تر می‏شود. چقدر آدم اینجاست که در هفت آسمان، غیر از تو ستاره‏ای ندارند. تو امشب به دنیا آمدی تا ستاره همه بی‏ستاره‏ها باشی؛

آری ! حَرَمت، قبله دل‏های شکسته است، عالَم، با همه نگرانی‏ها و غم‏هایش، همین که دلش را به پنجره فولاد تو گره می‏زند، آرام می‏گیرد. این را بارها از کبوترهای حرمت شنیده‏ام.

آقا! مرا کبوتر گنبدت کن، سرگردانی ام را سامان ببخش.

 یا امام رئوف! من به محبت و ولایت تو پناه آورده‏ام. مرا از هوای دل‏انگیز ولایت، سرخوش کن.

سلام ضامن آهو! دل شکسته من، به پای بوس نگاهت غریب می‏آید...

 


فرآوری : ابوالفضل صالح صدر

بخش عترت و سیره تبیان




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:42 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]

در آسمان هشتم



امام رضا علیہ السلام


روز یازدهم ماه ذیقعده سال 148 هجرى در مدینه در خانه‏ى امام موسى بن جعفر علیه‏السلام فرزندى چشم به جهان گشود كه بعد از پدر تاریخساز صحنه‏ى ایمان و علم و امامت‏شد. نام او « على » و کنیه اش «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است.

مادر گرامى او «تُکْتَمْ» بود که پس از تولد حضرت، از طرف امام کاظم علیه‏السلام «طاهره» نام گرفت. وی در خردمندى و ایمان و تقوى از برجسته‏ترین بانوان بود. اصولا امامان پاك ما همگى از نسل برترین پدران بودند و در دامان پاك و پر فضیلت گرامى‏ترین مادران پرورش یافتند.

امام رضا علیه السلام در سال 183 هجرى، پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى) در سن 35 سالگى عهده‏دار مقام امامت و رهبرى امّت گردید.

مدت امامت آن حضرت بیست سال بود که ده سال آن معاصر با خلافت «هارون‏الرشید»، پنج سال معاصر با خلافت «محمد امین»، و پنج سال آخر نیز معاصر با خلافت «عبدالله المأمون» بود.

امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود، شهر مقدس مدینه، اقامت داشت، ولى مأمون پس از رسیدن به حکومت، حضرت را به خراسان خواند تا تحت نظارت مستقیم او باشد و سرانجام حضرت در ماه صفر سال 203 هجرى قمرى (در سن 55 سالگى) توسط مأمون عباسی به شهادت رسید و در همان سرزمین به خاک سپرده شد.


ابوالفضل صالح صدر

بخش عترت و سیره تبیان

---------------------------------------


منابع :

1. طبرسى، إعلام الورى‏ بأعلام الهدى‏، ج2، ص 40.

2. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 247.

3. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 13.




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]

معیار شیعه بودن



گل


امام رضا علیه السلام فرمودند: شیعیان و پیروان ما را به سه مساله امتحان کنید:

1- اهمیت به اوقات نماز؛ که آیا اول وقت نماز را برپای می‎دارند یا خیر؟

2- حفظ اسرار؛ یعنی در حفظ اسرار و مسایل محرمانه کوشا هستند یا خیر؟

3- از حیث توانمندی‎های مالی؛ یعنی آیا در مال خود برای برادران دینی سهمی قائلند و دست آنها را

می‎گیرند یا خیر؟



منبع:

خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 66 .

 




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:39 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]

بهشت خاك



ضامن آهو


... و من آن نیشابور خشكم كه برای زندگی به دست‌های سبز دعا دل بسته‌ام. شاید كه دست‌هایش، پیچك عاشقی شود و از پنجره‌های دعا بالا رود و دست در دست آسمان، باران احساس را به دامن این برهوت تكیده بپاشد.

فرشته‌های سلام، از دهانم جان می‌گیرند و به سمت دست‌هایت جاری می‌شوند. شكوفه‌های تهیت، به ذكر نام بلندت، گل می‌كنند در دهانم.

... و من ایستاده‌ام.

ایستاده‌ام در بلندای خواستن‌ها و رسیدن‌ها، آنگاه كه چشم‌هایت، چتر مهربانی هر آهوی رمیده است. از زلال جاری شمس، كاسه كاسه نور می‌نوشم و فاصله‌های نرسیدن را به پای دل، در طرفه العینی زیر پا می‌گذارم.

در دهانم یاخته‌های بهشتی، به او می‌خوانندم. باید كه پنجره‌ای به حضور بگشایم!

... و «یثرب» تو را خندید تا آمدنت را مناره‌ها به مناجات بنشینند و كوه‌ها و كرانه‌ها، قامت كشند.

میادین و مضامین، در خودشان نگنجند و سكوتی دل‌انگیز، آمدنت را فریاد زند. با شب بگویید كه بام سرزمین ما را دامن بتكاند كه شمس دل‌ها طلوع كرده است.

هلا سیل خروشان ملائكه! نازل شوید بر بهشت خاك و بال‌هایتان را به نسیم گلدسته‌ها متبرك سازید كه بر رواق مناره‌ها طواف‌تان اجابت شود و هبوط‌تان به زمین، عروجی به عرش مقربین باشد.

مدینه در گرماگرم خویش قدم می‌زند و از عطر گام‌هایش، بغل بغل گل مینا و سبد سبد  گل مریم می‌روید. مدینه در خودش قدم می‌زند و این پروانه‌ها عاشق هستند كه از جای پاهایش برمی‌خیزند.

مدینه می‌خندد و توس غرق در نور است.

مدینه می‌رقصد و شانه‌های خاك گرفته توس، عطر ترنم باران می‌گیرد.

... و همچنان، من آن نیشابور خشكم كه برای زندگی به دست‌های سبز رضا دل بسته‌ام، شاید كه دست هایش...

 


اعظم سلیمانی تبار

بخش عترت و سیره تبیان




[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 30 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو