دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)











نوروز گرچه خاستگاه مکتبی ندارد بلکه پیش از ظهور اسلام، در ایران قدیم رسمیت داشته است، ولی با نظر به خصیصه‌های مثبت آن و با نظر به انطباق اصل پیدایش آن با فطرت آدمی و با نظر به عدم تنافی و تضاد بین آن و موازین عید و شادمانی می‌توان گفت اسلام مخالفتی با ایام نوروز و مراسم معمول آن ندارد.



نوروز
تاریخ هر ملتی آداب و رسومی را برای مردم آن دیار به یادگار گذاشته است که با گذشت زمان هم‌چنان رنگ و بویی تازه داشته و مورد توجه مردم قرار دارند. در ایران اسلامی ما نیز رسمی از دوران باستان به یادگار مانده است که با وجود گذشت هزاران سال هم‌چنان پابرجاست. مردم این مرز و بوم با فرارسیدن بهار و همراه با نو شدن طبیعت، جشنی با عنوان نوروز برگزار کرده و به سرور و شادی می‌پردازند.

در روایات اسلامی از نروز با عنوان «نیروز» یاد شده و اعمال و آدابی برای آن بیان گردیده است. با توجه به نزدیکی سال جدید و عید نوروز بر خود لازم دیدیم به بررسی جایگاه این عید باستانی در فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) بپردازیم.

 

موضع دین نسبت به عید نوروز

سیاست فرهنگی اسلام، سنت‌شکنی نیست؛ بدین معنا که بساط آداب و سنن اجتماعی و آثار فرهنگی نسل‌های گذشته را به کلی برچیند. بلکه سیاست اسلام در ارتباط با فرهنگ ملی مردم و آداب و آثار گذشته آنان بر سه محور استوار است:

ـ سیاست تأییدی: اگر اسلام سنتی را مطابق عقل و فطرت یافت و تضادی میان آن‌ها و برنامه‌های خود نیافت مهر تأیید بر آن می‌زند.

ـ سیاست تعطیلی: اگر سنت قومی را فسادآمیز، خرافی، مخالف فطرت سلیم و مصلحت مردم یافت رواج و روند آن را تعطیل و از فرهنگ مردم حذف می‌کند.

سیاست تعدیلی: برخی از آداب و روسمی که آمیخته به حق و باطل است و بخش‌هایی ممدوح و مطلوب اسلام است و بخش‌هایی از آن نادرست و خرافی است تعدیل می‌کند.

مراسم عید نوروز را می‌توان در دسته سوم قرار داد. نوروز گرچه خاستگاه مکتبی ندارد بلکه پیش از ظهور اسلام، در ایران قدیم رسمیت داشته است، ولی با نظر به خصیصه‌های مثبت آن و با نظر به انطباق اصل پیدایش آن با فطرت آدمی و با نظر به عدم تنافی و تضاد بین آن و موازین عید و شادمانی می‌توان گفت اسلام مخالفتی با ایام نوروز و مراسم معمول آن ندارد.

[جایگاه نوروز در فرهنگ اهل بیت، جعفر وفا، فصلنامه پیام، شماره 94، ص 133]

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کسى که مۆمنى را شادمان کند، خداوند او را در روز قیامت شادمان مى سازد، و به او خطاب مى شود که: هر چه دوست دارى از خداوند بخواه! زیرا که تو دوست داشتى دوستان خدا را در دنیا مسرور کنى، پس هر آنچه از خدا بخواهد، به او کرامت کند، و خداوند بیشتر از آنچه درخواست کرده است به او مى دهد به حدى که هرگز تصور آن را هم نمى کرده است»

بیان روایات

در منابع دینی از نوروز یاد شده است. به عنوان نمونه ذکر شده است روزی برای امام علی (علیه السلام) فالوده هدیه آوردند. امام (علیه السلام) فرمودند: این چیست؟ گفتند: امروز نوروز است. فرمود: اگر می‌توانید هر روز را نوروز سازید. یعنی به خاطر خداوند، به یکدیگر هدیه بدهید و به دیدار یکدیگر بروید.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 7 فروردین 1392 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ کامران ]

در عصر ارتباطات و پیشرفت های شگرف برای کسب علم و دانش و رشد فکری و اجتماعی و معنوی و هر کاری، انسان نیاز به برنامه ریزی و تنظیم اوقات دارد، اسلام به عنوان کاملترین دین الهی که برای بشریت آمده بر مسئله برنامه ریزی تأکید و پافشاری نموده است.



برنامه
مۆمن باید برنامه ریزی داشته باشد

علی(علیه السلام) فرمود: «للمۆمن ثلاث ساعاتٍ: فساعة یناجی فیها ربّه و ساعةً یرمّ معاشه و ساعة یخلّی بین نفسه و بین لذّتها فیما یحلّ و یجمل؛( نهج البلاغه، حکمت390، ص724) سزاوار است مۆمن را سه زمان باشد: زمانی که در آن با پروردگارش راز و نیاز کند، و زمانی که هزینه های زندگی را تأمین کند، و زمانی را به خوشی های حلال و زیبا، اختصاص دهد

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «در حکمت آل داوود، چنین آمده است، سزاوار است مسلمان خردمند زمانی را به اعمال میان خود و خداوند اختصاص دهد و زمانی را با خوشی های حلال سپری کند که این زمان، کمک به آن دو وقت خواهد بود.»( کافی، کلینی، بیروت، دارصعب و دارالتعادف، 1401ق، ج5، ص87، ح1) 

 

یک برنامه زندگی خوب شامل چه فاکتور هایی است؟

1- توجه به دنیا و آخرت :

یکی از فاکتورهای که مورد تایید آیات و روایات می باشد توجه به دنیا و آخرت می باشد به طور مثال بعضی از افراد کلاً‌ تارک دنیا شدند  و بعضی هم کاملا دنیا زده و دنیا گرا شده اند،این در حالی است  که اسلام بهترین راه که حد میانه و تعادل بین این دو است را ترویج می دهد یعنی استفاده از دنیا برای رسیدن به آخرت و تحصیل رفا و آسایش خود و دیگران در دنیا .

امام باقر (علیه السلام)  می فرمایند:

« الکَمالُ کُلُّ الکَمالِ اَلتَفَقَّهُ فی الدّین وَ الصَّبرُ عَلی النائِبَة وَ التَقدیرِ المَعیشه» ‌(بحار الانوار ،ج 78 ،ص 172 )

بالاترین درجه کمال در فهم دین و صبر در برابر مشکلات و برنامه ریزی و اقتصاد در زندگی است.

نکته ای که در این حدیث زیبا وجود دارد این است که کمال انسان را  این چنین بیان می کند فهمیدن دین و تقدیر و برنامه ریزی مادی برای زندگی .

2-توکل:

(وَمَن یَتَوَکلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)؛ ( و هر که بر خدا توکل کند ،، خدا او را کافی است( الطلاق آیه : 3)

توکل به عنوان یک چشمه جوشان در زندگی باعث جوشش و تراوت در زندگی می شود چرا که تکیه به یک نیروی بر تر و بالاتر و مدد گرفتن از او بهترین راه برای مقابله با مشکلات و سختی ها می باشد که ریشه در توحید و خدا پرستی افراد دارد .

تلفن همراه، ابزار سودمندی است که حتی می تواند عامل صرفه جویی در وقت باشد ولی گفت و گوهای طولانی، حاشیه روی های بی مورد و حتی استفاده مکرّر از آن خصوصاً اِس و مس ها و خستگی روانی، تحلیل قوا، وقفه در کارها، و در نتیجه موجب هدر رفتن وقت و زمان می شود

3. امیدواری

[قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ‏یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‏] 

بگو: اى بندگان من که [با ارتکاب گناه‏] بر خود زیاده روى کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را مى‏آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛(الزمر، آیه : 53)

انسان امیدوار هیچ گاه  به خود ضعف و سستی راه نمی دهد و هموار  برای رسیدن به درجات عالی به خدای متعالی امید دارد و این امید باعث قدرت و آرامش در زندگی می شود.

4. نظم در زندگی

امام علی (علیه السلام) در وصیت خویش به امام حسن و امام حسین (علیه السلام) می فرماید:

اُوصیکما وَ جَمیعَ وَلَدی وَ اَهْلی وَ مَنْ بَلَغَهُ کتابی بِتَقْوَی اللّهِ وَ نَظْمِ اَمْرِکمْ [نامه 47. ] .

شـما و همه فرزندان و خاندانم و هر کسی را که نامه من بدو می رسد، به تقوای الهی و نظم در کارهایتان سفارش می کنم.

تعارف

اسلام برای نظم در زندگی ارزش و جایگاه ویژه ای قائل است برای نمونه حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بعد از توصیه به تقوی سفارش به نظم در امور و کارها می کند .

نظم به دست نمی آید مگر با برنامه ریزی و تنظیم زمان ، و برای بهترین تنظیم زمانمان بهتر است به نکات زیر توجه کنیم :

الف: تعارفات

تعارفهای بیش از حد و نبودن شهامت "نه" گفتن نابودگر فرصت ها به شمار می رود. عامل ناتمام ماندن کارها به حساب می آیند.

ب: تلفن های غیرضروری

تلفن همراه، ابزار سودمندی است که حتی می تواند عامل صرفه جویی در وقت باشد ولی گفت و گوهای طولانی، حاشیه روی های بی مورد و حتی استفاده مکرّر از آن خصوصاً اِس و مس ها و خستگی روانی، تحلیل قوا، وقفه در کارها، و در نتیجه موجب هدر رفتن وقت و زمان می شود.

ج: ملاقات هایی که بدون برنامه قبلی در محیط کار و یا جاهای دیگر واقع می شود

د: خود محوری: هم باعث اتلاف وقت می شود از این جهت که از تفویض کار به دیگران خودداری می شود و هم سبب فشار عصبی و تنش های روانی می گردد.

هـ: آماده نبودن لوازم

لوازم مورد نیاز هر کاری را قبل از شروع کار آماده کنیم وگرنه باعث اتلاف وقت می شود.

یکی از فاکتورهای که مورد تایید آیات و روایات می باشد توجه به دنیا و آخرت می باشد به طور مثال بعضی از افراد کلاً‌ تارک دنیا شدند و بعضی هم کاملا دنیا زده و دنیا گرا شده اند،این در حالی است که اسلام بهترین راه که حد میانه و تعادل بین این دو است را ترویج می دهد یعنی استفاده از دنیا برای رسیدن به آخرت و تحصیل رفا و آسایش خود و دیگران در دنیا

و: ارتباط با افراد ناباب

از ارتباط با افرادی که با خودخواهی، بی توجهی و حماقت وقت انسان را می دزدند خودداری کنیم.

ح: استفاده نبردن از بیکاری

از زمان بیکاری ناخواسته همچون قرار گرفتن در صف ها... به نحو مناسب مانند مطالعه، حفظ شعر، قرآن و دعا... استفاده کنیم.

ک: انرژی را تقسیم نکردن

بسیاری از افراد در ساعات آغازین صبح انرژی بیش از حد مصرف می کنند و در ساعات باقیمانده بر اثر خستگی مفرط زمان را از دست می دهند.

رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

ل: فهرست کار را آماده نکردن

هر شب کارهای فردای خود را فهرست کنیم وگرنه باعث اتلاف وقت می شود.

م: عدم الویت گذاری

مشخص نبودن الویت ها نیز سارق وقت است.

5. تعاون

تعاون و حس هم گرایی و کمک به دیگران  یکی از زیبا ترین قوانین الهی و انسان دوستانه می باشد که با رعایت آن در زندگی در واقع  باعث خوشبختی خود و دیگران  می شوند و همچنین با کمک به هم نوعان می توان پله های ترقی و سعادت  را پیمود.

فرآوری: محمدی              


منابع : گروه رهپویان قرآن

سایت حوزه




[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 12:08 ق.ظ ] [ کامران ]

احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد و یک سری مقدمات در خود نماز، آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل بشود این است که انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نسازد.


نماز

کسی که شرایط قبولی نماز را رعایت کند، چهره‎اش در عالم معنا و ملکوت همچون خورشید می‎درخشد و این درخشش را کسانی که چشم باطن بین داشته باشند، در همین دنیا می‎بینند. ممکن است امثال من و شما این درخشش را نبینیم، اما هستند کسانی که چشم دلشان به آن عالم باز است و به محض نگاه کردن به چهره کسی متوجه می‎شوند که وی اهل معصیت است یا اهل عبادت.

نورانیت دل و روح، یکی از آثار تکوینی عبادت است؛ خداوند ظلمت‎های زندگی را برای بنده‏ای که نمازش را قبول کرده است روشن می‏سازد. خداوند در قرآن می‎فرماید:‌ای کسانی که ایمان آوردید، خدا ترس شوید و به رسولش نیز ایمان آورید تا از رحمتش شما را دو بهره نصیب گرداند و برای شما نوری قرار دهد که بدان راه سپرید و بر شما ببخشاید و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

انسان‎های خداترس و متقی هنگامی که دچار ظلمت‏های مادی می‎شوند خداوند حتی نور حسی هم به ایشان عطا می‎فرماید. بوده‎اند افراد نابینایی که قرآن را از رو تلاوت می‎کرده‏اند. انسان در دنیا خواه ناخواه با کسانی مواجه می‎شود که با برخوردهای نابخردانه‎شان صبر و تحمل را از انسان می‎گیرند. بسیار مشکل است که انسان بتواند در این شرایط خودش را کنترل نماید. اما خداوند به کسانی که نمازشان را پذیرفته است بردباری و حلمی عطا فرماید که در مقابل افراد نابخرد بتوانند خودشان را کنترل کنند.

خداوند مادامی که ادامه حیات به نفع چنین بنده‏ای باشد او را به وسیله فرشتگانش حفظ می‎کند و درخواست او را اجابت می‎کند.چنین بنده‏ای همچون گل‎ها و میوه‎های بهشتی که هیچ‎گاه پژمرده و پوسیده نمی‎گردند، همیشه با طراوت و سرزنده است. تفسیر عقلانی این مطلب این است که بنده آن‌چنان با آموزه‎های دینی خوگرفته است که هیچ‎گاه این حالت او تغییر نخواهد کرد، یعنی این حالات در او ملکه شده و به‌صورت صفتی ثابت برای نفس و روحش در آمده است و دوست دارند همیشه در نماز باشند یعنی همیشه متذکر باشند نمازی را که برای تذکر خوانده است، تذکر در او ایجاد یک روحیه قوی می‎کند که به واسطه آن روحیه قوی، همیشه به یاد خدا است و همیشه این قوت خودش را حفظ می‎کند.

 

عملی برای شکستن کمر شیطان

معیار اصلی نماز است. نماز بالاترین ذکر، شیرین‎ترین ذکر و برترین چیز است. همه چیز تابع نماز است. باید سعی شود این نماز درست به جاد آورده شود. سجده طولانی از عباداتی است که کمر شیطان را می‏شکند، اما کسی که سجده طولانی انجام می‏دهد باید مواظب باشد که مرتکب ریا نشود. بعد از سجده باید جلوی آیینه بایستد و ببیند آیا جای مهر در پیشانی‏اش نقش بسته است یا نه، اگر نقش بسته بود، مقداری بمالد تا به صفت رذیله ریا مبتلا نشود.معصیت، روح را مکدر می‎کند، و نورانیت دل را می‎برد و درهنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود، یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند و توجهش با غیر خدا مشغول نشود و اگر به طور غیر اختیاری توجهش به جایی جلب شد به محض التفات پیداکردن باید قلبش را از غیر خدا منصرف کند.



ادامه مطلب

[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ کامران ]
امام علی



مولای متقیان علی علیه السّلام الگوی تمام نمای سیره رفتاری پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله است. امـام عـلى عـلیـه السـّلام تـلاش مـى كـرد تـا چـونـان رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله بـخـورد و بـیـاشـامـد و زنـدگـى كـنـد.



سفره ای ساده و بی ریا

امام على علیه السّلام تهیدست نبود، از دسترنج خود تولید فراوانى داشت وقتى فقراء و یـتـیـمـان را دعـوت مـى كرد، بر سر سفره انواع غذاهاى رنگارنگ مى گذاشت ، و همگان را دعوت به تناول غذاها مى كرد، امّا خود بر سر همان سفره ، نان خشك مى خورد.

احنف بن قیس مى گوید:

روزى بـه دربار معاویه رفتم ، وقت نهار آن قدر طعام گرم ، سرد، ترش و شیرین پیش من آوردند كه تعجّب كردم .

آنگاه طعام دیگرى آوردند كه آنرا نشناختم .

پرسیدم : این چه طعامى است ؟

معاویه جواب داد: ایـن طـعـام از روده هـاى مـرغـابى تهیّه شده ، آن را با مغز گوسفند آمیخته و با روغن پسته سرخ كرده و شكر نِیشكر در آن ریخته اند.

احنف بن قیس مى گوید: در اینجا بى اختیار گریه ام گرفت و گریستم .

معاویه با شگفتى پرسید: علّت گریه ات چیست ؟

گفتم : به یاد على بن ابیطالب علیه السّلام افتادم ، روزى در خانه او بودم ، وقت طعام رسید. فرمود : میهمان من باش .آنگاه سفره اى مُهر و مُوم شده آوردند.

امـام عـلى عـلیـه السـّلام در سـاده زیـسـتـى یـك الگـوى كامل بود، كار مى كرد و زندگى را با كار روزانه اداره مى فرمود، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى كشید. درخت مى كاشت ، با دلوِ آب ، باغ دیگران را آبیارى مى كرد و مُزد مى گرفت

گفتم : در این سفره چیست ؟

فرمود: آرد جو .

گفتم : آیا مى ترسید از آن بردارند یا نمى خواهید كسى از آن بخورد ؟

فـرمـود: نـه ، هـیـچ كدام از اینها نیست ، بلكه مى ترسم حسن و حسین علیهماالسلام بر آن روغن حیوانى یا روغن زیتون بریزند.

گفتم : یا امیرالمۆمنین مگر این كار حرام است ؟

حضرت امیرالمۆمنین علیه السّلام فرمود:

نه ، بلكه بر امامان حق لازم است در طعام مانند مردمان عاجز و ضعیف باشند تا فقر باعث طغیان فقرا نگردد. هـر وقـت فـقـر بـه آنـها فشار آورد بگویند: بر ما چه باك ، سفره امیرالمۆمنین نیز مانند ماست .

مـعـاویـه گـفـت : اى احـنـف مـردى را یـاد كـردى كـه فـضـیـلت او قابل انكار نیست.(1)

همچنین ابورافع مى گوید :

روز عـیـدى خـدمت امام على علیه السّلام رسیدم ، دیدم كه سفره اى گره خورده در پیش روى حضرت امیرالمۆمنین علیه السّلام است ، وقتى آن را باز كرد دیدم نان جوین است .

گفتم : چرا گره مى زنى ؟

فرمود : براى اینكه بچه ها دوغى یا روغنى بر آن نیافزایند.

امام على علیه السّلام بیشتر از سبزیجات استفاده مى فرمود و اگر غذاى بهترى مى خواست شیر شتر میل مى كرد. گوشت بسیار كم مى خورد و مى فرمود :

«شكم ها را مدفن حیوانات نكنید». با این همه، از همه قدرتمندتر و قوى تر بود. (2)

ساده زیستی
ساده زیستى در كمال توانائى

امـام عـلى عـلیـه السـّلام در سـاده زیـسـتـى یـك الگـوى كامل بود، كار مى كرد و زندگى را با كار روزانه اداره مى فرمود، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى كشید. درخت مى كاشت، با دلوِ آب، باغ دیگران را آبیارى مى كرد و مُزد مى گرفت. هـیـزم جـمـع مـى كـرد و در بازگشت به منزل، پُشته هیزم را بر دوش ‍ مى كشید، تا با آن تنور را براى پختن نان آماده كنند. در كار خانه كمك مى كرد. خانه را جاروب مى زد، هر كس به حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام نزدیك مى گشت، مـى فـهمید كه دور از هرگونه خود بزرگ بینى، چون دیگر اقشار جامعه، بلكه همچون محرومین زندگى مى كند.(3)

اصبغ بن نباته مى گوید:

امام على علیه السّلام خطاب به مردم كوفه فرمود:

من در شهر شما با مختصر توشه و وسائل زندگى وارد شدم، اگر به هنگام خارج شدن از شهر شما بیش از آنچه كه با خود آورده ام ببرم خیانتكار خواهم بود.(4)

در صورتى كه قدرت داشت تا انواع امكانات را براى خود فراهم آورد.

 

پیراهن وصله دار

امام على علیه السّلام الگوى كامل فرهنگ ساده زیستى بود. از لباس هاى معمولى كه عموم مردم مى پوشیدند استفاده مى كرد. شـخـصـى در كوفه خدمت امام على علیه السّلام رسید، دید كه لباس هاى حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام كم قیمت و ساده و وصله داراست ،

با شگفتى به امام على علیه السّلام نگریست و گفت:

چرا لباس شما وصله دارد؟

امام على علیه السّلام در جواب فرمود:

«یَخشَعُ لَهُ القَلب ، وَتَذِلُّ بِهِ النَّفس وَیَقتَدى بِهِ المُۆ مِنُونَ؛ با این لباس دل خاشع و نفس اماره، خوار مى گردد، و الگوى مۆ منان مى شود».(5)

همچنین نقل شده است که علاء بن زیاد گفت:

یا امیرالمۆمنین از برادرم عاصم بن زیاد به شما شكایت مى كنم.

فرمود: چه شكایتى؟

عـرض كـرد: عـبـائى پـوشیده و كار عبادت و رهبانیّت پیشه كرده و دست از كار دنیا كشیده است .

امام على علیه السّلام فرمود: او را پیش من بیاورید.

لباس هاى على علیه السّلام در فرهنگ آن روز بد منظره نبود و انگشت نما نمى شد، اگر الان بود و همان لباس ها را مى پوشید، انگشت نما مى شد، گـرچـه قـائم مـا وقـتـى ظهور مى كند همان لباس على علیه السّلام را پوشیده به روش على علیه السّلام رفتار مى كند

چون عاصم آمد، حضرت به او فرمود:

«اى دشـمـنـك جان خویش، شیطان سرگردانت كرده، آیا تو به زن و فرزندانت رحم نمى كـنـى؟ تـو مـى پـنـدارى كـه خـداونـد نـعـمـتـهـاى پـاكـیـزه اش را حـلال كـرده امـّا دوسـت ندارد تو از آنها استفاده كنى ؟ تو در برابر خدا كوچك تر از آنى كه اینگونه با تو رفتار كند».

عاصم گفت: اى امیرمۆ منان، پس چرا تو با این لباس خشن ، و با آن غذاى ناگوار بسر مى برى ؟

حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام فرمود:

واى بـر تـو، مـن همانند تو نیستم ، خداوند بر پیشوایان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند، تا فقر و ندارى ، تنگدست را به هیجان نیاورد، و به طغیان نكشاند.(6)

 

جایگاه ساده پوشى

امامان عادل هر قدر در ساده پوشى دقّت كنند ارزشمند است، امّا دیگران آزادند و مى توانند بـراى زن و فـرزنـد خـود لباس هاى قیمتى و نرم بخرند، كه دیگر امامان معصوم علیهم السـّلام نـیـز چـون رهـبـرى امـّت را در دسـت نـداشـتند گرچه از انواع لباس ها استفاده مى كردند، امّا در ساده زیستى همواره الگو بودند.

شخصى به امام صادق علیه السّلام اعتراض كرد كه شـمـا كـه از سـاده پـوشـى حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام فرمودید، خودتان چرا لباس نرم و زیبا دارید؟

امام صادق علیه السّلام فرمود:

لباس هاى امام على علیه السّلام در فرهنگ آن روز بد منظره نبود و انگشت نما نمى شد، اگر الان بود و همان لباس ها را مى پوشید، انگشت نما مى شد، گـرچـه قـائم مـا وقـتـى ظهور مى كند همان لباس امام على علیه السّلام را پوشیده به روش امام على علیه السّلام رفتار مى كند.(7)

 

پی نوشت:

1) اصل الشّیعه و اصُولُها، ص 65 .

2) شرح ابن ابى الحدید، ج 1 ، ص 7.

3) كامل مبرّد، ص 153.

4) بحارالانوار، ج 40، ص 327 و 325.

5) شرح خوئى، ج 21، ص 152 ؛ نهج البلاغه، حكمت 103.

6) نهج البلاغه، خطبه 209.

7) اصـول كـافـى، ج 1، ص 411 ؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 279. 

                                                                                                                      فرآوری: ابوالفضل صالح صدر


منبع : الگوهاى رفتارى امام على علیه السلام، جلد اول، امام على علیه السلام و اخلاق اسلامى؛ مرحوم محمّد دشتى.




[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ کامران ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات