تبلیغات
دفترخانه عشق

دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)










پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب_ در‌اسلام قانون حكومت می‌‏كند. پیغمبر اكرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهى، نمی‌‏توانست تخلف بكند. خداى تبارک و تعالى می‌‏فرماید: اگر چنانچه یك چیزى بر خلاف آن چیزى كه من می‌‏گویم تو بگویى من تو را اخذ می‌كنم و «وتینت» را قطع می‌‏كنم، [۱] اگر پیغمبر یك شخص دیكتاتور بود و یك شخصى بود كه از او می‌‏ترسیدند كه مبادا یك وقت همه قدرت‏‌ها كه دست او آمد دیكتاتورى بكند، اگر او شخص دیكتاتور بود، آن وقت فقیه هم می‌‏تواند باشد.[۲]


فقیه، مستبد نمی‌‏شود، فقیهى كه این اوصاف را دارد عادل است، عدالتى كه غیر از عدالت اجتماعى، عدالتى كه یك كلمه دروغ او را از عدالت می‌‏اندازد، یك نگاه به نامحرم او را از عدالت می‌اندازد، یك همچو آدمى نمی‌‏تواند خلاف بكند، خلاف نمی‌كند. [۳]

اگر فرد لایقى كه داراى این دو خصلت باشد، بپا خاست و تشكیل حكومت داد، همان ولایتى را كه حضرت رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» در امر اداره جامعه داشت، دارا می‌باشد و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند.


این توهّم كه اختیارات حكومتى رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» بیشتر از حضرت امیر «علیه السلام» بود، یا اختیارات حكومتى حضرت امیر «علیه السلام» بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» بیش از همه عالم است و بعد از ایشان فضائل حضرت امیر«علیه السلام» از همه بیشتر است؛ لكن زیادى فضائل معنوى، اختیارات حكومتى را افزایش نمی‌‏دهد. همان اختیارات و ولایتى كه حضرت رسول و دیگر ائمه «صلوات الله علیهم» در تدارك بسیج و سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را براى حكومت فعلى قرار داده است، منتهى شخص معینى نیست، روىِ عنوانِ «عالمِ عادل» است.


وقتى می‌‏گوییم ولایتى را كه رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» و ائمه «علیهم السلام» داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، براى هیچ كس این توهم نباید پیدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه ـ علیهم السلام ـ و رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست، بلكه صحبت از وظیفه است. ولایت ‏یعنى حكومت و اداره كشور و اجراى قوانین شرع مقدس، یك وظیفه سنگین و مهم است نه اینكه براى كسى شان و مقام غیر عادى به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادى بالاتر ببرد. به عبارت دیگر ولایت مورد بحث، یعنى حكومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصورى كه خیلى افراد دارند امتیاز نیست، بلكه وظیفه‏‌اى خطیر است.


یكى از امورى كه فقیه متصدى ولایت آن است، اجراى حدود (یعنى قانون جزاى اسلام) است. آیا در اجراى حدود بین رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» و امام و فقیه امتیازى است؟ یا چون رتبه فقیه پائین‌‏تر است، باید كمتر بزند؟ حد زانى كه صد تازیانه است اگر رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» جارى كند ۱۵۰ تازیانه می‌‏زند و حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» ۱۰۰ تازیانه و فقیه ۵۰ تازیانه؟ یا اینكه حاكم، متصدى قوه اجرائیه است و باید حد خدا را جارى كند، چه رسول الله ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» باشد و چه حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» ، یا نماینده و قاضى آن حضرت در بصره و كوفه، یا فقیه عصر.


دیگر از شؤون رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» و حضرت امیر «علیه السلام» اخذ مالیات، خمس، زكات، جزیه و خراج اراضى خراجیه است. آیا رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» اگر زكات بگیرد، چقدر می‌‏گیرد؟ از یك جا، ده یك و از یك جا، بیست یك؟
حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» خلیفه شدند، چه می‌‏كنند؟ جناب عالى فقیه عصر و نافذ الكلمه شدید، چطور؟ آیا در این امور، ولایت رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» با حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» و فقیه، فرق دارد؟ خداوند متعال رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» را «ولى‏» همه مسلمانان قرار داده و تا وقتى آن حضرت باشند، حتى بر حضرت امیر ‏«علیه السلام»‏ ولایت دارند. پس از آن حضرت، امام بر همه مسلمانان حتى بر امام بعد از خود ولایت دارد، یعنى اوامر حكومتى او درباره همه نافذ و جارى است و می‌‏تواند والى نصب و عزل كند.


همانطور که پیغمبر اکرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» مأمور اجراى احکام و برقرارى نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است فقهاى عادل هم بایستى رئیس و حاکم باشند و اجراى احکام کنند و نظام اجتماعى اسلام را مستقر گردانند.[۴]

 

منبع:
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
۱-اشاره به آیات مبارکه ۴۴- ۴۶ سوره الحاقة است که مى‌فرماید: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ .«و اگر (محمد) به ما به دروغ سخنانى را مى‌بست، قطعاً ما او را به قهر مى‌گرفتیم و شاهرگش را قطع مى‌کردیم.»
۲-صحیفه نور جلد ۱۰- ص ۲۹ – تاریخ: ۳۰/۸/۵۸
۳-صحیفه نور جلد ۱۱ـ ص ۱۳۳ ـ تاریخ: ۷/۱۰/۵۸
۴-ولایت فقیه ـ ص ۹۳-۹۲

 




[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 07:23 ب.ظ ] [ کامران ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات