تبلیغات
دفترخانه عشق

دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)











شان اِستون، هنرپیشه ی مشهور هالیوودی، ضمنِ تأکید دوباره بر شیعه بودنِ خویش، اقدامِ شنیعِ اهانت به ساحت مقدسِ پیامبر (ص) را محکوم نمود.


جام دینی؛ در پی نامه ای که از سوی حجت الاسلام آقاییِ جلیانی خطاب به شان اِستون، نگاشته شده بود، این هنرپیشه ی مشهور هالیوودی، پاسخی ارسال نمود که در متنِ آن، ضمنِ تأکید دوباره بر شیعه بودنِ خویش، اقدامِ شنیعِ اهانت به ساحت مقدسِ پیامبر (ص) را محکوم نموده و برای انجام ِاقداماتِ مؤثر هنری در این زمینه اعلام آمادگی نمود.

 

متن نامه ی حجت الاسلام «آقایی جلیانی» به « شان استون »

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم!

دوست عزیز و برادر گرامی جناب آقای « علی شان استون » هدایت جنابعالی به دین مبین اسلام را تبریک عرض می نمایم. قبل از شروع نامه می خواهم به روایتی از رسول خدا، محمد (ص) عمل کنم که می‌فرماید «هر کس را دوست داشتید به او اعلام نمایید» و در همین ابتدا به شما بگویم که از اعماق دل و با تمام وجود دوستتان دارم.

 

بعد از تماشای برنامه«راز»ـ که در آن حال و هوای معنوی و اشک جاری شما و تشنگی تان برای کسب معرفت را مشاهده نمودم ـ آیه83 از سوره مبارکه مائده در ذهنم تداعی گردید و احساس کردم بهتر است که با هم به مرور بخشی از معارف ناب اسلام و تشیع بپردازیم.

 

علی عزیز! از همان روزی که خداوند آدم را آفرید و ملائکه را امر به سجده بر او نمود و شیطان از این امر ابا کرد، صحنه تقابل بین ابلیس و آدم و فرزندان او شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. ابلیس قسم یاد نمود که همه فرزندان آدم را گمراه کند، مگر عده اندکی که همه وجودشان را برای خدا خالص نموده‌اند که یارای فریب آن ها را نخواهد داشت:«قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»

 

از آن زمان تا به امروز حربه شیطان برای فریب انسان فقط یک چیز بوده است:غفلت؛ غافل نمودن انسان از آن چه که هست و داشته ها و جایگاه رفیعش.

 

هر چند همواره در تاریخ حربه ابلیس برای فریب انسان یکی بیش نبوده است که همان غفلت است، اما ابزار و ادبیات او متناسب با زمان تغییر کرده است؛ در یک زمان گوساله سامـری جـای خـدا می نشیند، در دوره ای طناب های سحرآمیز ساحران چشم مردم را می بندد و امروز نیز بزرگ ترین ابزار شیطان، هنر و به‌ویژه سینماست.

 

امروز سینما بزرگ ترین آلت جلوه‌گری و بزرگ نمایی است، ابزاری که انسان را به تسخیر خود درآورده و مجال اندیشیدن در اموری چون مبدأ و مقصد حیات و هدف از زندگی را از او گرفته است. جالب این که برای تذکر انسان نیز همین وسیله بهترین است و اهل حق و حقیقت و مدافعان کرامت انسان باید به وسیله همین هنر در برابر جبهه باطل قد علم نمایند.

 

اهالی متعهد سینما باید با هنرمندی و ظرافت هر چه تمام تر مقام بلند و جایگاه ویژه انسان را در بهشت جاویدان و نزد خداوند منان به او یادآور شوند وکلیدواژه آن ها برای نیل به این مهم، دمیدن روح ایمان به غیب و قیامت در کالبد انسان غریب امروز است.

 

آری، عصای امروز موسی در برابر جادوی سینما، ایمان به غیب است که اگر به آن اعتماد و اعتقاد داشته باشیم و نهراسیم و آن را به وسیله همان هنر سینما در میدان اغواگری و جلوه گری جادوگران امروز بیندازیم، به یقین همه آن ها را خواهد بلعید و این امر مقدس باید به دست کسانی انجام پذیرد که آشنایی کافی با سینما دارند و به خوبی از عهده انجام آن برآیند؛ گروهی که بی شک شما یکی از آنانید.

 

علی عزیز! شما نیز می توانی مانند ادواردو آنیلی، آسیه و ساحران فرعون حجت بالغه الهی باشی. خداوند متعال به وسیله دین، حجت را بر مردم تمام کرده است تا در عرصه حساب و کتابِ قیامت، کسی نگوید نمی دانستم. اما به وسیله انسانهای عامل و تابع دین باز هم حجت را بر آن ها تمام می نماید تا کسی نگوید نمی توانستم. آسیه و ساحران فرعون حجتند برای کسانی که در اوج قدرتند و اسیر قدرتمندان، ادواردو آنیلی حجت است برای کسانی که در اوج ثروتند، انسان مدرنی که به رغم تمام دارایی هایش خود را از همه چیز رهانید و تسلیم خدا شد و داشت خود را آماده دفاعی جانانه از کرامت انسان می نمود که ...

 

و اینک شان علی استون می تواند یکی دیگر از حجت های بالغه الهی برای انسان اسیر زینت های دل فریب امروز باشد تا در هنگام حسابرسی قیامت، کسی نگوید من در محیطی سراسر غفلت رشد کرده بودم و یارای رها شدن از آن محیط را نداشتم.

 

آری علی جان! شما می توانید حجت خدا باشید اگر بر گفته و اعتقاد خود پایدار و در برابر تهمت ها، فشارها، تهدیدها، تطمیع ها و محدودیت‌هایی که مطمئنا از این پس برایتان پیش خواهد آمد، محکم و استوار بمانید.

 

راه این مقاومت هم داشتن ایمان و اعتقاد راسخ به درستی راهی است که انتخاب نموده‌اید که اگر کسی به حقانیت راهش یقین داشته باشد همانند کوهی استوار بر اعتقاد خود پا برجا خواهد بود، آنگونه که علی بن ابی طالب(ع) در نامه 62 نهج‌البلاغه به مردم می گوید:«به خدا سوگند! اگر تنها با دشمنان روبه‌رو شوم، در حالى كه آنان تمام روى زمین را پر كرده باشند، نه باكى داشته و نه مى‏ هراسم. من به گمراهى آنان و هدایت خود كه بر آن استوارم آگاهم و از طرف پروردگارم به یقین رسیده‏ام و همانا من براى ملاقات پروردگار مشتاق و به پاداش او امیدوارم‏.»

 

علی جان! رسول خدا، محمد(ص)علت بعثت خود را کامل نمودن مکارم اخلاق میداند، بنابراین پس از اسلام آوردن شما آن چیزی که باید برای همه اطرافیانتان مشهود باشد، بیشتر و بهتر شدن محاسن و مکارم اخلاقتان است. مهم ترین علت گسترش اسلام و جمع شدن خیل کثیری از مردم به گرد وجود پیامبر(ص) اخلاق نرم او بود، نه شمشیر تیزش. قرآن می گوید:«وَ لَو کُنتَ فَظَّا غَلیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِکَ؛اگرخشنوسنگدل بودى،ازاطرافت و،پراكنده مى‏شدند»

 

تاریخ نقل می کند که علی(ع) در راه کوفه با یک نفر غیرمسلمان همسفر شد.آن شخص ازحضرت پرسید:کجا می روی؟

 

امام پاسخ داد: می خواهم به کوفه بروم.

بعد از مدتی آن مرد به راه دیگری برگشت و خواست از حضرت جدا شود، علی(ع) مقداری به دنبال او راه رفت.

 

آن شخص گفت: مگر نگفتی که به کوفه می روی؟ حضرت گفت: آری، به کوفه می روم.

مرد غیرمسلمان گفت: راهی که من می روم راه کوفه نیست. جواب شنید که می دانم راه کوفه نیست.

 

گفت: پس چرا با من می آیی؟

علی(ع) جواب داد: « کمال رفاقت آن است که شخص در وقت جدا شدن به احترام رفیق، مقداری او را مشایعت کند، پیامبر ما به ما چنین یاد داده است.»

 

او گفت: راستی آیا پیامبر شما چنین دستوری داده است؟

فرمود: آری او گفت: پس آنان که به او ایمان آورده‌اند در اثر این اخلاق پسندیده است، گواهی می دهم که من نیز بر دین تو هستم.

 

آن گاه به کوفه آمد و چون امام را شناخت، اسلام آورد.

اگر اندک مسلمانان کج فهم و هم چنین تبلیغات مسموم و دروغین گسترده، از سر راه اسلام برداشته شوند و نقاب از روی چهره واقعی این دین رحمت، کنار رود خواهی دید که فوج فوج مردم با دل و جان به آن خواهند گروید ـ به امید آن روز

 

در پایان نظر جنابعالی را به دیدگاه اسلام در مورد آخرالزمان جلب می نمایم

آخرالزمان نه آن گونه که "هانگتینتون" گفته جنگ بین تمدن‌ها و نه جنگ بین ادیان است، بلکه صحنه پیکار بین مستضعفین و مستکبرین عالم خواهد بود.

 

از نگاه شیعه آن ذخیره الهی و آخرین منجی بشریت(مهدی آل محمد) نبرد نهایی را رهبری نموده و درکنار خود عیسای مسیح و دیگر اولیاء الهی را به همراه خواهد  داشت چراکه بر مبنای آیاتی از قرآن اصل رجعت از بدیهیات آخرالزمان است.

 

آخرالزمان نه به معنای پایان زندگی نسل بشر که به معنای آغاز حکومت عدالت جهانی است حکومتی که طبق اصل رجعت، در سایه تلاش و استقامت اولیاء الهی، از تمامی اعصار و ادیان، محقق خواهد گردید و در آن زمان است که بشریت طعم شیرین عدالت، آرامش، آسایش و رشد و پیشرفت مادی و معنوی همه جانبه و واقعی را خواهد چشید.

 

در نبرد آخرالزمان مستضعفین دنیا، از همه تمدن‌ها ، ادیان و کشورهای مختلف و از همه اعصار، در یک جبهه و مستکبرین عالم از همه تمدن‌ها و ادیان و کشورهای مختلف در جبهه‌ای دیگر با هم درگیر خواهند شد که صحنه امروز دنیا این نظریه را تأیید می-نماید و در این نبرد جهانی به استناد آیه پنجم از سوره قصص:« وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛

 

« ما مى ‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم! »  پیروزی از آن مستضعفین است.

امیدوارم که در آن نبرد مقدس، من و شما هم دوشادوش یکدیگر در کنار دیگر مستضعفین عالم برای پیروزی جبهه حق تلاش نماییم.

 

علی عزیز! امیدوارم به زودی دوباره به ایران تشریف بیاورید و این بار در شیراز، شهر فرهنگ و ادب پذیرای جنابعالی باشیم. شما در سفر قبل اصفهان را دیدید، باشد که در سفر بعدتان این شعر حافظ را به قضاوت بنشینید:

«اگر چه زاینده‌رود آب حیات است     ولی شیراز ما از اصفهان به»

 

مشتاقانه منتظر دیدارتان هستیم.

 

پاسخ « علی شان استون » به حجت الاسلام آقایی جلیانی

به نام خدا

جناب آقایی عزیز!

بابت وقت زیادی که در گرد هم آوردنِ و تدوین این اطلاعات صرف کرده اید از شما بسیار سپاسگزارم. اطلاعاتی که من به عنوان یک عضو جدیدِ جامعه ی مسلمانان به آن نیاز دارم.

 

روشن است که فکر زیادی روی محتوا و نوشته ها گذارده اید.به ویژه اینکه اطلاع دارم که فرهنگ اسلام در زمینه های علمی و اطلاعات فرهنگی بسیار غنی است. بنابراین کاری که شما انجام داده اید کار آسان و کوچکی نبوده است. بنده از تلاش شما قدردانی کرده و می خواهم عرض کنم کهشما در هدفتان که همانا آگاهی بخشی به من بوده است - موفق شده اید.

 

تمام اطلاعاتی را که ارایه شده بود مفید و جالب یافتم و باز هم، به خاطر وقت و تلاش زیادی که صرف کرده اید از شما تشکر می کنم.

آنچه مرا مجذوب اسلام می کند جایگاه رفیع دانش در آن است، چنانكه پیامبر اسلام طرفدار دانش بود و قرآن مجید می فرماید همه ی دانش ها از آن خداست.

 

هرگاه دانش، هنر و معنویت در درون هر فردی به هم درآمیزد یک ساختار قویِ درونی ایجاد خواهد کرد.

پیامبر عزیز ما فرمود: برای شناخت خداوند (وجود کل) در آغاز باید خودتان را بشناسید. و این بدان معناست که می بایست بر محدودیت های خود غلبه کنیم تا قادر به بروز دادن توانمندی های نهفته در درونِ خود باشیم.

 

ما بر پایه ی مبانی و زیربناهای علمی ، درک می کنیم که خداوند شامل همه ی اسماء و صفات در آفرینش است و وظیفه ی که پیش روی ماست این است که در پی کشف، و متجلی نمودنِ اسامی و صفات متعالی اش باشیم.

خداوند ما را در رسیدن به این امر و بهره گرفتن از این دانسته¬ها یاری نماید.انشاءالله

 

برای درک یگانگی در آفرینش موجودات و نقش آنها و نیز درک هدف این زندگی، پذیرش (اسلام) یک ضرورت است.

به همین دلیل است که ما به عنوان یک مسلمان باید به كل حیات احترام بگذاریم.

 

یک بار، عارفی، اسلام را برای من شرح داد، و گفت که خدا از هر چیزی که تا کنون ممکن است تصور کرده باشی بزرگ تر است.

حضرت رسول (ص) ، پیام آورِ عشق و دانش بود.

 

حضرت فاطمه (س) به  نمایندگی از زنان، نمونه ی یک زن کامل را ارایه نمود.

امام علی (ع) آمد تا از سوی ما شفیع شود. امام حسین (ع) عدالت را مطرح می کند.

 

 و حضرت مهدی (عج) نشان دهنده ی جنبه های پنهان ( و نهفته) در وجودِ ما است.

من آمده ام تا درک کنم هر یک از 12 ائمه، جنبه های خاصی از (وجودِ) ما را، برایمان مطرح کردند. و به این ترتیب ما را دریافتنِ هدف و مقصود ازاین زندگی، یاری می کنند. انشاءالله

 

برای من این امکان وجود دارد که با کمک دوستانِ خود در ایران و آمریکا، پلی بزنیم تا برخی از سوء تفاهمات که موجب انشقاق میان شرق و غرب شده است را برطرف کنیم.

آشکار است که سوء تفاهم ها به طور فزاینده ای در حال رشد هستند و این روند ادامه خواهد یافت تا زمانی که آنانکه در غرب هستند، درک کنند به چه دلیل پیامبر (ص) چنین جایگاه رفیعی را در قلب مسلمانان تسخیر نموده است.

او نشاندهنده ی مظاهرِ عشق، عقل و دانش بر روی زمین، است.

 

از این رو اهانت به او توهین به مبانی انسانی است که همه ی ما را با هم متحد می سازد.

امیدواریم از طریق هنر و سینما، این آرمان های متعالی را به اشتراک بگذاریم و از تفرقه¬ی بیشتر در درون خانواده ی بشری جلوگیری کنیم.

خداوند شما را حفظ کند و برکت دهد.

برادر شما - شان علی استون




[ چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ] [ 02:34 ب.ظ ] [ کامران ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات