تبلیغات
دفترخانه عشق

دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)










دوران باردارى حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسید، حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه براى زنان قریش پیام فرستاد تا بیایند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به این برهه كه مخصوص زنان است برعهده گیرند. اما زنان قریش پاسخ دادند كه ما نخواهیم آمد، چرا كه سخن ما را نشنیده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه علیه و آله یتیم ابوطالب، پیمان زناشوئى بستى...
خدیجه از این پاسخ رنجیده خاطر گشت، اما در یكى از همین روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرمیده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خدیجه كه از دیدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما یكى از زنان او را آرام نمود و گفت: اى خدیجه! اندوهگین و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سویت آمده‏ایم و خواهران تو هستیم، من ساره همسر ابراهیم خلیلم و این آسیه همسر فرعون است و آن یكى مریم دختر عمران و چهارمین ما صفورا دختر شعیب است. در این هنگام چهار زن در چهار سوى خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه قرار گرفتند و حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه حمل خود را بر زمین نهاد و نورى از او ساطع گردید كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد. نورى كه به خانه‏هاى مكه راه یافت و همه را در حیرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابریقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانویى كه در پیش روى خدیجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شیر سفیدتر و از عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد. با یكى تن مولود را پوشاند، و دیگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنین فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سیدالانبیاء و ان بعلى سیدالاوصیاء و ولدى سادة الاسباط.
آنگاه یكایك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رویى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوریان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از یمن قدوم او نورى پدیدار آمد و ساطع گردید كه تا آن زمان سماواتیان چنین نورى را رؤیت ننموده بودند. بانوان خدیجه را شادباش گفته از میمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خدیجه با سرورى زایدالوصف كودك را در آغوش كشید و با دنیایى امید و آرزو پستان در دهان او گذارد.



[ یکشنبه 11 تیر 1391 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ سمیرا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات