تبلیغات
دفترخانه عشق

دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)










روزی " علاء بن زیاد حارثی " به امام علی گفت:
" یا امیر المؤمنین ، من از برادرم عاصم پیش تو شكایت دارم "
- " چه شكایتی داری ؟ "
- " تارك دنیا شده ، جامه كهنه پوشیده ، گوشه گیر و منزوی شده، همه‏ چیز و همه كس را رها كرده " .
- " او را حاضر كنید
! "
عاصم را احضار كردند و آوردند . علی " ع " به او رو كرد و فرمود : "
ای دشمن جان خود ، شیطان عقل تو را ربوده است ، چرا به زن و فرزند خویش‏ رحم نكردی ؟ آیا تو خیال می‏كنی كه خدایی كه نعمتهای پاكیزه دنیا را برای‏ تو حلال و روا ساخته ناراضی می‏شود ، از اینكه تو از آنها بهره ببری ؟ تو در نزد خدا كوچكتر از این هستی
" .
عاصم : " یا امیرالمؤمنین ، تو خودت هم كه مثل من هستی ، تو هم كه به‏ خود سختی می‏دهی و در زندگی بر خود سخت می‏گیری ، تو هم كه جامه نرم‏ نمی‏پوشی و غذای لذیذ نمی‏خوری ، بنابراین من همان كار را می‏كنم كه تو می‏كنی ، و از همان راه می‏روم كه تو می‏روی " .
- "
اشتباه می‏كنی ، من با تو فرق دارم ، من سمتی دارم كه تو نداری ، من در لباس پیشوایی و حكومتم ، وظیفه حاكم و پیشوا وظیفه دیگری است .
خداوند بر پیشوایان عادل فرض كرده كه ضعیفترین طبقات ملت خود را مقیاس زندگی شخصی خود قرار دهند . و آن طوری زندگی كنند كه تهی دستترین مردم زندگی‏ می‏كنند . تا سختی فقر و تهیدستی به آن طبقه اثر نكند ، بنابراین من‏ وظیفه‏ای دارم و تو وظیفه ‏ای ".





[ چهارشنبه 20 مهر 1390 ] [ 05:34 ب.ظ ] [ کامران ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات