دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)











 


پیک عشق



بالهایم سنگین شده است . اکنون بسیار خسته ام. دیگر قوت پرواز ندارم.

آستان جانان کجاست؟ پس کی به مقصد می رسم؟

بهتر است مدتی روی این درخت استراحت کنم، نفسی بگیرم و بعد به آن سمت پر بکشم.

آخ چه بود؟ نزدیک بود بالم را زخمی کند.

بچه های بازی گوش!

مگر من نشان تیر اندازی شما هستم؟

ببینید من زنده ام، نفس می کشم. تیر و ترکش شما باید جای دیگری را نشانه روند.

هرچه زودتر باید پر بگیرم و گرنه کشته می شوم. نمی خواهم آرزو به دل بمیرم. سالهای جوانی ام هنوز به پایان نرسیده است باید خواسته ی پدر و مادرم را اجابت کنم.

ای کاش دوستی داشتم، تا ازتنهایی درمی امدم.

ای خورشید خورشید ها من نیز مانند تو مسافری غریبم. زائرت شده ام تا که در آسمان گنبدت پرواز کنم. راحت باشم از سنگ کمان بچه ها و نترسم از سایه ی شاهین بر سرم.

گنبدتومامن امنی است که تنهایی وآوارگی را از من می گیرد.

خسته ام اما پر می کشم. شوق اربابی چون تو داشتن، بال و پرم را نیرو وقوتی دوچندان می بخشد.

از کدام راه بیایم؟ به کدام سو اوج بگیرم؟ می شود راهنمایم باشی؟

این حس غریب چیست که جام وجودم را پر کرده است؟

آری این دست توانگر توست که بالهایم را نوازش کرده و مرابه سوی خود فرا می خواند.

می آیم؛ بوی دلربایت را استشمام می کنم، تو به من نزدیکی و صدایم را بهتر از خودم می شنوی.

چه سفرسختی است مولا جان. این کویر را باید طی کنم تا به تو برسم؟

نام ویادتو خستگی راازمن میگیردولی تشنگی و خسنگی راچه کنم.

یا غریب الغربا خود را به تو سپرده ام یاری ام کن تا از این کویر سوزان ودل مرده به سلامتی گذر کنم.

بال ها را می گشایم، اوج می گیرم، در این گرمای طاقت فرسا، با شوقی افزون به سویت می آیم.

شنیده ام هر کسی به عشق توبه سویت بیاید، همین که بار سفر ببندد، گناهانش بخشیده می شود.

تو زائرانت را شیفعی، مائده هازمینی واسمانی وخوان کرمت برای همگان پهن است و پایانی ندارد.

اگر جرعه ای آب در این صحرا باشدتا بنوشم تا حرمت پیوسته می آیم.

من چه می خواهم؟ شوره زار و بیابان خشک، آبش کجاست؟

این جا عطرزندگی به مشام نمی رسدوخاکش بوی مردگی می دهد، گمگشتگان جان می دهند اما عاشقان دل به دریا می زنند.

من هم عاشقم وهم پیک عشق و پیام اورعاشقانم.عاشق درراه وصال دوست هراسی از مرگ .

دارم ترا می بینم.اگرچه از تودورم ولی توبه من نزدیکی.

آه ... آه...نوری می بینم؛پرتواش دیدگانم رابست.

اخرهم ندیده عاشقت شدم، خدایا اگرچه درراه وصال دوست جان باختم ولی رستگار وجاودانه شدم .


[ یکشنبه 17 مهر 1390 ] [ 04:37 ق.ظ ] [ لیدا حشمتیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو