تبلیغات
دفترخانه عشق

دفترخانه عشق
.:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::. 
قالب وبلاگ
تبلیغات
نظر سنجی
کدام موضوع وبلاگ را بیشتر می پسندید؟ (میتوانید همزمان چند رای بدهید)










پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب_ در‌اسلام قانون حكومت می‌‏كند. پیغمبر اكرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهى، نمی‌‏توانست تخلف بكند. خداى تبارک و تعالى می‌‏فرماید: اگر چنانچه یك چیزى بر خلاف آن چیزى كه من می‌‏گویم تو بگویى من تو را اخذ می‌كنم و «وتینت» را قطع می‌‏كنم، [۱] اگر پیغمبر یك شخص دیكتاتور بود و یك شخصى بود كه از او می‌‏ترسیدند كه مبادا یك وقت همه قدرت‏‌ها كه دست او آمد دیكتاتورى بكند، اگر او شخص دیكتاتور بود، آن وقت فقیه هم می‌‏تواند باشد.[۲]


فقیه، مستبد نمی‌‏شود، فقیهى كه این اوصاف را دارد عادل است، عدالتى كه غیر از عدالت اجتماعى، عدالتى كه یك كلمه دروغ او را از عدالت می‌‏اندازد، یك نگاه به نامحرم او را از عدالت می‌اندازد، یك همچو آدمى نمی‌‏تواند خلاف بكند، خلاف نمی‌كند. [۳]

اگر فرد لایقى كه داراى این دو خصلت باشد، بپا خاست و تشكیل حكومت داد، همان ولایتى را كه حضرت رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» در امر اداره جامعه داشت، دارا می‌باشد و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند.


این توهّم كه اختیارات حكومتى رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» بیشتر از حضرت امیر «علیه السلام» بود، یا اختیارات حكومتى حضرت امیر «علیه السلام» بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» بیش از همه عالم است و بعد از ایشان فضائل حضرت امیر«علیه السلام» از همه بیشتر است؛ لكن زیادى فضائل معنوى، اختیارات حكومتى را افزایش نمی‌‏دهد. همان اختیارات و ولایتى كه حضرت رسول و دیگر ائمه «صلوات الله علیهم» در تدارك بسیج و سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را براى حكومت فعلى قرار داده است، منتهى شخص معینى نیست، روىِ عنوانِ «عالمِ عادل» است.


وقتى می‌‏گوییم ولایتى را كه رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» و ائمه «علیهم السلام» داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، براى هیچ كس این توهم نباید پیدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه ـ علیهم السلام ـ و رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست، بلكه صحبت از وظیفه است. ولایت ‏یعنى حكومت و اداره كشور و اجراى قوانین شرع مقدس، یك وظیفه سنگین و مهم است نه اینكه براى كسى شان و مقام غیر عادى به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادى بالاتر ببرد. به عبارت دیگر ولایت مورد بحث، یعنى حكومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصورى كه خیلى افراد دارند امتیاز نیست، بلكه وظیفه‏‌اى خطیر است.


یكى از امورى كه فقیه متصدى ولایت آن است، اجراى حدود (یعنى قانون جزاى اسلام) است. آیا در اجراى حدود بین رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» و امام و فقیه امتیازى است؟ یا چون رتبه فقیه پائین‌‏تر است، باید كمتر بزند؟ حد زانى كه صد تازیانه است اگر رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» جارى كند ۱۵۰ تازیانه می‌‏زند و حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» ۱۰۰ تازیانه و فقیه ۵۰ تازیانه؟ یا اینكه حاكم، متصدى قوه اجرائیه است و باید حد خدا را جارى كند، چه رسول الله ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» باشد و چه حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» ، یا نماینده و قاضى آن حضرت در بصره و كوفه، یا فقیه عصر.


دیگر از شؤون رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» و حضرت امیر «علیه السلام» اخذ مالیات، خمس، زكات، جزیه و خراج اراضى خراجیه است. آیا رسول اكرم ‏«صلى الله علیه وآله وسلّم» اگر زكات بگیرد، چقدر می‌‏گیرد؟ از یك جا، ده یك و از یك جا، بیست یك؟
حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» خلیفه شدند، چه می‌‏كنند؟ جناب عالى فقیه عصر و نافذ الكلمه شدید، چطور؟ آیا در این امور، ولایت رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» با حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» و فقیه، فرق دارد؟ خداوند متعال رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» را «ولى‏» همه مسلمانان قرار داده و تا وقتى آن حضرت باشند، حتى بر حضرت امیر ‏«علیه السلام»‏ ولایت دارند. پس از آن حضرت، امام بر همه مسلمانان حتى بر امام بعد از خود ولایت دارد، یعنى اوامر حكومتى او درباره همه نافذ و جارى است و می‌‏تواند والى نصب و عزل كند.


همانطور که پیغمبر اکرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» مأمور اجراى احکام و برقرارى نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است فقهاى عادل هم بایستى رئیس و حاکم باشند و اجراى احکام کنند و نظام اجتماعى اسلام را مستقر گردانند.[۴]

 

منبع:
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
۱-اشاره به آیات مبارکه ۴۴- ۴۶ سوره الحاقة است که مى‌فرماید: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ .«و اگر (محمد) به ما به دروغ سخنانى را مى‌بست، قطعاً ما او را به قهر مى‌گرفتیم و شاهرگش را قطع مى‌کردیم.»
۲-صحیفه نور جلد ۱۰- ص ۲۹ – تاریخ: ۳۰/۸/۵۸
۳-صحیفه نور جلد ۱۱ـ ص ۱۳۳ ـ تاریخ: ۷/۱۰/۵۸
۴-ولایت فقیه ـ ص ۹۳-۹۲

 




[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ کامران ]
پیتر اوبورن و دیوید موریسون، نویسندگان کتاب جدیدی به نام "توهم خطرناک؛ چرا غرب در مورد برنامه هسته‌ای ایران اشتباه می‌کند" طی مقاله ای به بررسی دروغ هایی که غربی در مورد ایران مطرح می کنند، پرداخت.


جام سیاسی؛ به گزارش سایت رادیو فردا(Radio Farda)، پیتر اوبورن و دیوید موریسون، نویسندگان کتاب جدیدی به نام "توهم خطرناک؛ چرا غرب در مورد برنامه هسته‌ای ایران اشتباه می‌کند"، بر اساس چکیده نظرات خود که در این کتاب مطرح شده در مطلبی در روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف می‌نویسند:

 

بیش از ده سال از اشغال عراق در عملیات نظامی مشترک بریتانیا و آمریکا می‌گذرد، عملیاتی که اکنون اشتباهی فاحش قلمداد می‌شود و یکی از نتایج آن وارد شدن لطمه‌ شدید بر وجهه این دو کشور در جهان اسلام بود. امروزه ما در آستانه تکرار همان اشتباه و این بار در برخورد با برنامه هسته‌ای ایران هستیم.

 

همان دروغ‌ها و اکاذیب که در مورد سلاح‌های تخریب و کشتار جمعی صدام حسین گفته می‌شد این بار در مورد برنامه‌های هسته‌ای ایران منتشر می‌شود و در برخی موارد‌‌ همان افراد دروغ‌های سابق خود را تکرار می‌کنند. چهره‌ای که از ایران در غرب ترسیم می‌شود یک قدرت متجاوز است که تشنه تولید سلاح هسته‌ای و نابودی اسرائیل هستند. اگر چنین چیزهایی در مورد ایران واقعیت داشت، تهدیدهای نظامی غرب و اسرائیل علیه ایران موجه بود اما واقعیت با این تصویر بسیار متفاوت است و پیچیده‌تر از آن چیزی است که به شکلی یک‌جانبه در غرب تبلیغ می‌شود.

 

توصیف ایران به عنوان قدرتی متجاوز و خطرناک تا حد زیادی بر جعل واقعیات یا ناآگاهی مطلق استوار است.

 

برای مثال، بسیاری از سیاستمداران بریتانیایی و رسانه‌های غربی مدعی‌اند که ایران یک برنامه هسته‌ای تسلیحاتی فعال دارد، اما دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا می‌گویند که چنین چیزی وجود ندارد. آنها از زمان انتشار اولین گزارش کامل اطلاعاتی خود در سال ۲۰۰۷ بر این ارزیابی تاکید کرده‌اند. در آن گزارش قید شده بود که حکومت ایران در پاییز سال ۲۰۰۳ برنامه‌های هسته‌ای تسلیحاتی خود را متوقف کرده و تا زمان انتشار گزارش یعنی اواسط سال ۲۰۰۷ این فعالیت‌ها تجدید نشده‌اند. دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل نیز ارزیابی مشابهی دارند. باراک اوباما نیز طی دیدار اخیر خود از اسرائیل گفت که نهادهای امنیتی دو طرف همکاری نزدیکی دارند و در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران بین آنها اختلاف نظر چندانی وجود ندارد.

 

کسی نمی‌تواند با قاطعیت بگوید که حکومت ایران به هیچ وجه در فکر تولید سلاح هسته‌ای نیست، ولی با توجه به بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مخفی کردن چنین فعالیتی کار بسیار دشواری است. اکثر کار‌شناسان معتقدند که در صورت اقدام ایران برای غنی‌سازی مواد هسته‌ای با غلظت تسلیحاتی بازرسان آژانس حتما باخبر خواهند شد.

 

از نگاه ایران برخورد غرب با برنامه هسته‌ای این کشور کاملا ناعادلانه است. ایران که سلاح هسته‌ای ندارد از سوی غرب مورد شدید‌ترین تحریم‌ها قرار می‌گیرد، ولی اسرائیل که صاحب حداقل چهارصد کلاهک هسته‌ای است هر سال حدود سه میلیارد دلار از آمریکا کمک نظامی دریافت می‌کند.

 

حقایق اساسی در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران تقریبا همه علنی هستند، ولی محافل سیاسی بریتانیا و رسانه‌های این کشور به این نکات نمی‌پردازند و در نتیجه آن چه در مباحث سیاسی و پوشش رسانه‌ها عنوان می‌شود گمراه‌کننده و در اکثر موارد کاملا دروغ است. حتی رسانه‌های معتبری مثل شبکه خبری بی‌بی‌سی، روزنامه تایمز یا هفته‌نامه اکونومیست در برخی گزارش‌های خود از ایران هسته‌ای یا ایران صاحب قدرت هسته‌ای نام برده‌اند.

 

سیاستمداران بریتانیایی نیز به این جو تبلیغاتی نادرست دامن می‌زنند. سال گذشته فیلیپ هاموند، وزیر دفاع در مصاحبه‌ای مدعی شد که ایران بدون تردید روی تولید سلاح هسته‌ای کار می‌کند. یک چنین اظهار نظرهایی از سوی مقامات ارشد حکومت مسلما به فضای خصومت و تشدید تحریم‌ها علیه ایران کمک می‌کند.

 

در عین حال اکثر رسانه‌های غربی طوری عمل می‌کنند که کاملا با دوره قبل از آغاز عملیات اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ شباهت دارد. حتی رسانه‌های جدی و معتبر به جای تجزیه و تحلیل و پرسش در مورد ابعاد مختلف استدلال‌ها برای حمله نظامی عملا به مشوق جنگ بدل شده‌اند.

 

تن ندادن ایران به مذاکره با غرب یکی از نکات مهم و کذب در مورد بحران هسته‌ای ایران است. حکومت ایران بار‌ها نشان داده که حاضر است مذاکره کند. آنها درست پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر آمادگی برای مذاکره با غرب را نشان دادند. ایران حتی در زمینه‌های اطلاعاتی به جنگ علیه طالبان کمک کرد و حتی به آمریکا پیشنهاد داد که در صورت سقوط هواپیماهای آن کشور در خاک ایران خلبانان آمریکایی را نجات خواهد داد.

 

به گفته جیمز دابینز، دیپلمات ارشد آمریکایی که در سال ۲۰۰۱ از مسئولان امور افغانستان بود، دولت بوش در سال ۲۰۰۲ و بار دیگر در سال ۲۰۰۳ پیشنهاد همکاری ایران با آمریکا در افغانستان و عراق و گفتگو در مورد سایر اختلافات بین دو کشور را رد کرده است.

 

در سال ۲۰۰۵ نیز حکومت ایران در مذاکره با اتحادیه اروپا پیشنهاد کرد که در قبال پذیرش حق آن کشور برای غنی‌سازی اورانیوم حاضر است تمام مراکز هسته‌ای خود را به روی نهادهای بین‌المللی بگشاید و حتی امتیازهای دیگری نیز بدهد. ولی بر اساس اسناد وزارت خارجه بریتانیا در آن زمان تونی بلر، نخست وزیر وقت این کشور، به نمایندگی از سوی جرج بوش این پیشنهاد را نیز رد کرد.

 

حتی در شرایط امروزی نیز توافقی با مضمون مشابه قابل حصول است. ولی مستلزم آن است که آمریکا و غرب از تهدید ایران به عنوان یک کشور منفور دست برداشته و به جای آن با ایران به عنوان کشوری مستقل با منافع منطقه‌ای مشروع رفتار کنند.

 

اگر غرب نتواند چنین سیاست و روشی را در پیش بگیرد پیامدهای خطرناکی در برخواهد داشت. طی چندین ماه آینده جهان ممکن است درگیر جنگ و خونریزی دیگری شود که خطر سقوط اقتصاد جهانی را نیز به همراه خواهد آورد. یک چنین حادثه‌ای نه تنها دهشتناک، بلکه کاملا غیرضروری است




[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 12:41 ب.ظ ] [ کامران ]
نویسنده انگلیسی روزنامه هافینگتون پست در مقاله ای نوشت، باید به جای تغییر حكومت ایران، به دنبال تغییر حكومت انگلیس باشیم.
    روزنامه آمریكایی «هافینگتون پست» در مقاله ای به قلم «ریچارد سودان» می نویسد؛ یك باور خطرناك درباره ایران وجود دارد كه ظاهرا نمی خواهد از بین برود. این باور توسط افراد بسیاری در رسانه ها تكرار می شود كه یادآور تبلیغات نو محافظه كاران در آستانه حمله غیرقانونی آمریكا به عراق در سال 2003 است.
    همه جا از این باور سخن می گویند، از صفحات اول نشریات زرد گرفته تا صحبت های روزمره مردم عادی، اما باید با استدلال و حقایق با این باور مقابله كرد. باور مذكور این است؛ ایران تهدیدی است برای ما در اینجا، در انگلیس؛ این افسانه ای است كه پایه و اساس آن دروغ و اطلاعات گمراه كننده است.
    نویسنده انگلیسی هافینگتون پست در ادامه می افزاید: به رغم تبلیغات جنگ طلبان در واشنگتن كه نومیدانه تلاش می كنند یك جنگ سودآور دیگر برای ارضای اشتهای سیری ناپذیر بودجه دفاعی به راه بیندازند، دولت «اوباما» هنوز (كاملا) تسلیم خواسته كمیته امور عمومی آمریكا-اسرائیل موسوم به ایپك و فشار بی امان «نتانیاهو» و اسرائیل برای آغاز یك جنگ تمام عیار نشده است. اما افسانه تهدید بودن ایران همچنان پا بر جاست و هرچه بیشتر بگذرد و اگر به چالش كشیده نشود بیشتر رنگ و بوی مشروع بودن به خود می گیرد.
    اگر بتوانیم خود را از باتلاق رسانه های صنفی بیرون بكشیم و تنها روی مسائل مهم تمركز كنیم می بینیم كه حقایق پدیدار می شوند. آژانس بین المللی انرژی اتمی ( IAEA) اعلان نكرده كه ایران سلاح هسته ای دارد؛ از سوی دیگر می دانیم كه ایران از امضاكنندگان پیمان منع تكثیر سلاح های هسته ای است، برخلاف اسرائیل كه اكثرا اذعان می شود دارای تسلیحات هسته ای است. اما در هر صورت این عقیده مضحك است كه چون ممكن است ایران سلاح هسته ای داشته باشد ما باید از حمله به ایران حمایت كنیم.
    
    كدام تهدید؟!
    این روزنامه می نویسد؛ در حالی كه همسایه های ایران در خلیج فارس میزبان پایگاه های نظامی آمریكا هستند آیا می توان ایران را به خاطر بودن در موضع دفاع و داشتن نیروهای بازدارنده سرزنش كرد؟ از سوی دیگر ایران طی این سال ها شاهد دو اشغال امپریالیستی در كشورهای هم جوار خود، عراق و افغانستان، نیز بوده است. حال از چه كسی باید بیشتر ترسید: ایرانی كه صدها سال است به كشوری حمله نكرده یا آمریكایی كه در همه جای جهان از تروریسم حمایت می كند و در گذشته عملااز سلاح های هسته ای خود در ناكازاكی و هیروشیما استفاده كرده است؟
    آمریكا هیچ گاه از مردم سالاری در ایران حمایت نكرده است. زمانی كه «مصدق» در ایران در قدرت بود و می خواست نفت ایران را ملی كند تا دست شركت هایی مانند BP را از این صنعت كوتاه سازد، آمریكا و سیا از كودتا برای سرنگونی دولت حمایت كردند و حكومتی تابع منافع خود را روی كار آوردند. من طرفدار دولت ایران نیستم، اما این عقیده مضحك است كه ما باید حرف آنهایی كه هیچ گاه حامی مردم سالاری در ایران نبوده اند و همیشه از حكومت های دیكتاتوری جهان حمایت كرده اند را جدی بگیریم.
    
    حكومت انگلیس باید تغییر كند
    به گزارش اشراف، نویسنده، مقاله خود را این گونه به پایان می برد؛ قبل از اینكه به مداخله در امور مردم كشورهای دیگر دست بزنیم و از حمله به آنها (هرچند به طور ضمنی) سخن بگوییم ابتدا باید نظم را در كشور خود برقرار كنیم. صرف منابع مالی برای حفظ حضور نظامی در همه جای دنیا در حالی كه حتی نمی توانیم مستمری بگیران خود را در زمستان گرم كنیم یا به آموزش و پرورش رایگان برای فقرای خود اولویت دهیم كاری عبث و بی معنی است. نیازی نیست كه به حمایت از حمله آمریكا و اسرائیل یا تغییر حكومت در كشورهای دیگر فكر كنیم. بلكه در واقع ما باید به تغییر حكومت در كشور خود، انگلیس، فكر كنیم.
    



[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ کامران ]

نماینده حزب جمهوری خواه در كنگره آمریكا اعتراف كرد كه اف بی آی طراح بمب گذاری های شهر بوستون بوده است.

به گزارش هافینگتون پست خانم استلاترمبلی در مطلبی كه در صفحه فیس بوك خود منتشر كرده رسماً اف بی آی پلیس فدرال آمریكا را متهم كرد كه طراح اصلی بمب گذاری های هفته گذشته بوستون بوده است كه 3 كشته و 176زخمی به جای گذاشت. نماینده نیوهمشایر در كنگره همچنین در یك مصاحبه با سایت خبری فاسترزدیلی دموكرات مجدداً تأكید كرد كه شواهدی وجود دارد كه نشان می دهد دولت آمریكا در پشت این بمب گذاری ها بوده است.


خانم ترمبلی همچنین این سؤال را مطرح كرد كه چرا پس از این بمب گذاری پلیس فدرال آمریكا خانه یك دانشجوی تبعه عربستان سعودی را جست و جو می كند و بلافاصله پس از دیدار «جان كری» وزیر خارجه آمریكا و سفیر عربستان، تحقیقات درباره این دانشجو متوقف می شود.
وی همچنین خطاب به رسانه های آمریكا گفت: چرا گزارشگران و رسانه ها وظایف خود را انجام نمی دهند، آیا آنقدر نابینا هستید كه نمی خواهید حتی از دولت خود سؤال كنید. 


مقامات دولتی و جمهوری خواهان ایالت نیو همشایر پس از انتشار این نوع اخبار در فیس بوك توسط خانم ترمبلی به شدت این اظهارات را محكوم كرده و خواستار عذرخواهی وی شدند.اف بی آی پس از جنجال رسانه ای بسیار دو برادر تبعه چچن را به عنوان مظنون معرفی كرد كه یكی از آنها توسط پلیس كشته و دیگری كه به شدت زخمی شد هنوز در بیمارستان بستری است.


رئیس كمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان آمریكا نیز در گفت و گو با سی ان ان اعلام كرد: بعید است عاملان بمب گذاری بوستون تنها بوده باشند چرا كه برنامه ریزی و ساخت این بمب ها و انفجار آنها نیازمند این بوده است كه این دو برادر در داخل یا خارج آمریكا آموزش دیده باشند.هفته گذشته پس از انفجارهای بوستون رئیس جمهور چچن نیز اعلام كرد مظنونین این حادثه در آمریكا تربیت شده اند و نباید آنها را به مبارزین چچنی نسبت داد.انتشار گزارشی از سوی رسانه های آمریكایی از هك شدن حساب های كاربری شبكه «سی بی اس» و انتشار تصاویر جدیدی از حادثه بوستون اظهارات این نماینده كنگره آمریكا را مبنی بر دست داشتن دولت آمریكا در این انفجارها تائید می كند.براساس این گزارش یك گروه از فعالان اینترنتی با هك كردن حساب های كاربری شبكه «سی بی اس» اقدام به انتشار عكس هایی از انفجارهای بوستون كرده است كه اف بی آی علاقه ای به انتشار آنها نداشته است.


در این تصاویر دو مرد با كوله پشتی در صحنه حضور دارند كه نشانه های مخصوص نیروهای امنیتی آمریكا را دارا هستند.این فعالان اینترنتی نتیجه گرفته اند كه علائمی كه باعث تبدیل شدن برادران سارنایف به مظنونان اصلی این حادثه شد در این دو فرد نیز وجود دارد. ولی آنها هرگز از سوی اف بی آی تحت تعقیب قرار نگرفتند. كشته شدن یكی از دو مظنون و شلیك 40 گلوله به برادر كوچكتر نیز گویای آن است كه پلیس فدرال آمریكا قصد داشته است با كشتن این دو نفر از افشای پشت صحنه انفجارهای بوستون جلوگیری كند.این در حالی است كه مادر مظنونان انفجارهای بوستون كه چچنی تبار هست نیز گفت: پسر بزرگش به مدت دست كم سه سال زیر نظر پلیس فدرال آمریكا (اف بی آی) بوده است.


زبیده سارنایف به راشاتودی گفت: اف بی آی می دانست كه پسرم چه كار می كند و حتی می دانست كه او به كدام شبكه ها در اینترنت سر می زند.
این مادر افزود: من به عنوان مادر چیزی جز این نمی توانم بگویم كه صددرصد اطمینان دارم این اتهام ساختگی است.


انزور سارنایف پدر مظنونان نیز پیش تر به شبكه یك روسیه گفته بود: «فكر نمی كنم كه پسران من اقدامی تروریستی را طراحی و اجرا كرده باشند زیرا آنها می دانستند كه دستگاه های امنیتی آمریكا آنها را زیر نظر دارند». وی افزود، آنها (نیروهای امنیتی) به فرزندم گفتند ما می دانیم چه می خوری و در اینترنت چه می خوانی. ما تو را تحت نظر داریم.




[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 12:25 ب.ظ ] [ کامران ]

شان اِستون، هنرپیشه ی مشهور هالیوودی، ضمنِ تأکید دوباره بر شیعه بودنِ خویش، اقدامِ شنیعِ اهانت به ساحت مقدسِ پیامبر (ص) را محکوم نمود.


جام دینی؛ در پی نامه ای که از سوی حجت الاسلام آقاییِ جلیانی خطاب به شان اِستون، نگاشته شده بود، این هنرپیشه ی مشهور هالیوودی، پاسخی ارسال نمود که در متنِ آن، ضمنِ تأکید دوباره بر شیعه بودنِ خویش، اقدامِ شنیعِ اهانت به ساحت مقدسِ پیامبر (ص) را محکوم نموده و برای انجام ِاقداماتِ مؤثر هنری در این زمینه اعلام آمادگی نمود.

 

متن نامه ی حجت الاسلام «آقایی جلیانی» به « شان استون »

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم!

دوست عزیز و برادر گرامی جناب آقای « علی شان استون » هدایت جنابعالی به دین مبین اسلام را تبریک عرض می نمایم. قبل از شروع نامه می خواهم به روایتی از رسول خدا، محمد (ص) عمل کنم که می‌فرماید «هر کس را دوست داشتید به او اعلام نمایید» و در همین ابتدا به شما بگویم که از اعماق دل و با تمام وجود دوستتان دارم.

 

بعد از تماشای برنامه«راز»ـ که در آن حال و هوای معنوی و اشک جاری شما و تشنگی تان برای کسب معرفت را مشاهده نمودم ـ آیه83 از سوره مبارکه مائده در ذهنم تداعی گردید و احساس کردم بهتر است که با هم به مرور بخشی از معارف ناب اسلام و تشیع بپردازیم.

 

علی عزیز! از همان روزی که خداوند آدم را آفرید و ملائکه را امر به سجده بر او نمود و شیطان از این امر ابا کرد، صحنه تقابل بین ابلیس و آدم و فرزندان او شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. ابلیس قسم یاد نمود که همه فرزندان آدم را گمراه کند، مگر عده اندکی که همه وجودشان را برای خدا خالص نموده‌اند که یارای فریب آن ها را نخواهد داشت:«قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»

 

از آن زمان تا به امروز حربه شیطان برای فریب انسان فقط یک چیز بوده است:غفلت؛ غافل نمودن انسان از آن چه که هست و داشته ها و جایگاه رفیعش.

 

هر چند همواره در تاریخ حربه ابلیس برای فریب انسان یکی بیش نبوده است که همان غفلت است، اما ابزار و ادبیات او متناسب با زمان تغییر کرده است؛ در یک زمان گوساله سامـری جـای خـدا می نشیند، در دوره ای طناب های سحرآمیز ساحران چشم مردم را می بندد و امروز نیز بزرگ ترین ابزار شیطان، هنر و به‌ویژه سینماست.

 

امروز سینما بزرگ ترین آلت جلوه‌گری و بزرگ نمایی است، ابزاری که انسان را به تسخیر خود درآورده و مجال اندیشیدن در اموری چون مبدأ و مقصد حیات و هدف از زندگی را از او گرفته است. جالب این که برای تذکر انسان نیز همین وسیله بهترین است و اهل حق و حقیقت و مدافعان کرامت انسان باید به وسیله همین هنر در برابر جبهه باطل قد علم نمایند.

 

اهالی متعهد سینما باید با هنرمندی و ظرافت هر چه تمام تر مقام بلند و جایگاه ویژه انسان را در بهشت جاویدان و نزد خداوند منان به او یادآور شوند وکلیدواژه آن ها برای نیل به این مهم، دمیدن روح ایمان به غیب و قیامت در کالبد انسان غریب امروز است.

 

آری، عصای امروز موسی در برابر جادوی سینما، ایمان به غیب است که اگر به آن اعتماد و اعتقاد داشته باشیم و نهراسیم و آن را به وسیله همان هنر سینما در میدان اغواگری و جلوه گری جادوگران امروز بیندازیم، به یقین همه آن ها را خواهد بلعید و این امر مقدس باید به دست کسانی انجام پذیرد که آشنایی کافی با سینما دارند و به خوبی از عهده انجام آن برآیند؛ گروهی که بی شک شما یکی از آنانید.

 

علی عزیز! شما نیز می توانی مانند ادواردو آنیلی، آسیه و ساحران فرعون حجت بالغه الهی باشی. خداوند متعال به وسیله دین، حجت را بر مردم تمام کرده است تا در عرصه حساب و کتابِ قیامت، کسی نگوید نمی دانستم. اما به وسیله انسانهای عامل و تابع دین باز هم حجت را بر آن ها تمام می نماید تا کسی نگوید نمی توانستم. آسیه و ساحران فرعون حجتند برای کسانی که در اوج قدرتند و اسیر قدرتمندان، ادواردو آنیلی حجت است برای کسانی که در اوج ثروتند، انسان مدرنی که به رغم تمام دارایی هایش خود را از همه چیز رهانید و تسلیم خدا شد و داشت خود را آماده دفاعی جانانه از کرامت انسان می نمود که ...

 

و اینک شان علی استون می تواند یکی دیگر از حجت های بالغه الهی برای انسان اسیر زینت های دل فریب امروز باشد تا در هنگام حسابرسی قیامت، کسی نگوید من در محیطی سراسر غفلت رشد کرده بودم و یارای رها شدن از آن محیط را نداشتم.

 

آری علی جان! شما می توانید حجت خدا باشید اگر بر گفته و اعتقاد خود پایدار و در برابر تهمت ها، فشارها، تهدیدها، تطمیع ها و محدودیت‌هایی که مطمئنا از این پس برایتان پیش خواهد آمد، محکم و استوار بمانید.

 

راه این مقاومت هم داشتن ایمان و اعتقاد راسخ به درستی راهی است که انتخاب نموده‌اید که اگر کسی به حقانیت راهش یقین داشته باشد همانند کوهی استوار بر اعتقاد خود پا برجا خواهد بود، آنگونه که علی بن ابی طالب(ع) در نامه 62 نهج‌البلاغه به مردم می گوید:«به خدا سوگند! اگر تنها با دشمنان روبه‌رو شوم، در حالى كه آنان تمام روى زمین را پر كرده باشند، نه باكى داشته و نه مى‏ هراسم. من به گمراهى آنان و هدایت خود كه بر آن استوارم آگاهم و از طرف پروردگارم به یقین رسیده‏ام و همانا من براى ملاقات پروردگار مشتاق و به پاداش او امیدوارم‏.»

 

علی جان! رسول خدا، محمد(ص)علت بعثت خود را کامل نمودن مکارم اخلاق میداند، بنابراین پس از اسلام آوردن شما آن چیزی که باید برای همه اطرافیانتان مشهود باشد، بیشتر و بهتر شدن محاسن و مکارم اخلاقتان است. مهم ترین علت گسترش اسلام و جمع شدن خیل کثیری از مردم به گرد وجود پیامبر(ص) اخلاق نرم او بود، نه شمشیر تیزش. قرآن می گوید:«وَ لَو کُنتَ فَظَّا غَلیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِکَ؛اگرخشنوسنگدل بودى،ازاطرافت و،پراكنده مى‏شدند»

 

تاریخ نقل می کند که علی(ع) در راه کوفه با یک نفر غیرمسلمان همسفر شد.آن شخص ازحضرت پرسید:کجا می روی؟

 

امام پاسخ داد: می خواهم به کوفه بروم.

بعد از مدتی آن مرد به راه دیگری برگشت و خواست از حضرت جدا شود، علی(ع) مقداری به دنبال او راه رفت.

 

آن شخص گفت: مگر نگفتی که به کوفه می روی؟ حضرت گفت: آری، به کوفه می روم.

مرد غیرمسلمان گفت: راهی که من می روم راه کوفه نیست. جواب شنید که می دانم راه کوفه نیست.

 

گفت: پس چرا با من می آیی؟

علی(ع) جواب داد: « کمال رفاقت آن است که شخص در وقت جدا شدن به احترام رفیق، مقداری او را مشایعت کند، پیامبر ما به ما چنین یاد داده است.»

 

او گفت: راستی آیا پیامبر شما چنین دستوری داده است؟

فرمود: آری او گفت: پس آنان که به او ایمان آورده‌اند در اثر این اخلاق پسندیده است، گواهی می دهم که من نیز بر دین تو هستم.

 

آن گاه به کوفه آمد و چون امام را شناخت، اسلام آورد.

اگر اندک مسلمانان کج فهم و هم چنین تبلیغات مسموم و دروغین گسترده، از سر راه اسلام برداشته شوند و نقاب از روی چهره واقعی این دین رحمت، کنار رود خواهی دید که فوج فوج مردم با دل و جان به آن خواهند گروید ـ به امید آن روز

 

در پایان نظر جنابعالی را به دیدگاه اسلام در مورد آخرالزمان جلب می نمایم

آخرالزمان نه آن گونه که "هانگتینتون" گفته جنگ بین تمدن‌ها و نه جنگ بین ادیان است، بلکه صحنه پیکار بین مستضعفین و مستکبرین عالم خواهد بود.

 

از نگاه شیعه آن ذخیره الهی و آخرین منجی بشریت(مهدی آل محمد) نبرد نهایی را رهبری نموده و درکنار خود عیسای مسیح و دیگر اولیاء الهی را به همراه خواهد  داشت چراکه بر مبنای آیاتی از قرآن اصل رجعت از بدیهیات آخرالزمان است.

 

آخرالزمان نه به معنای پایان زندگی نسل بشر که به معنای آغاز حکومت عدالت جهانی است حکومتی که طبق اصل رجعت، در سایه تلاش و استقامت اولیاء الهی، از تمامی اعصار و ادیان، محقق خواهد گردید و در آن زمان است که بشریت طعم شیرین عدالت، آرامش، آسایش و رشد و پیشرفت مادی و معنوی همه جانبه و واقعی را خواهد چشید.

 

در نبرد آخرالزمان مستضعفین دنیا، از همه تمدن‌ها ، ادیان و کشورهای مختلف و از همه اعصار، در یک جبهه و مستکبرین عالم از همه تمدن‌ها و ادیان و کشورهای مختلف در جبهه‌ای دیگر با هم درگیر خواهند شد که صحنه امروز دنیا این نظریه را تأیید می-نماید و در این نبرد جهانی به استناد آیه پنجم از سوره قصص:« وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛

 

« ما مى ‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم! »  پیروزی از آن مستضعفین است.

امیدوارم که در آن نبرد مقدس، من و شما هم دوشادوش یکدیگر در کنار دیگر مستضعفین عالم برای پیروزی جبهه حق تلاش نماییم.

 

علی عزیز! امیدوارم به زودی دوباره به ایران تشریف بیاورید و این بار در شیراز، شهر فرهنگ و ادب پذیرای جنابعالی باشیم. شما در سفر قبل اصفهان را دیدید، باشد که در سفر بعدتان این شعر حافظ را به قضاوت بنشینید:

«اگر چه زاینده‌رود آب حیات است     ولی شیراز ما از اصفهان به»

 

مشتاقانه منتظر دیدارتان هستیم.

 

پاسخ « علی شان استون » به حجت الاسلام آقایی جلیانی

به نام خدا

جناب آقایی عزیز!

بابت وقت زیادی که در گرد هم آوردنِ و تدوین این اطلاعات صرف کرده اید از شما بسیار سپاسگزارم. اطلاعاتی که من به عنوان یک عضو جدیدِ جامعه ی مسلمانان به آن نیاز دارم.

 

روشن است که فکر زیادی روی محتوا و نوشته ها گذارده اید.به ویژه اینکه اطلاع دارم که فرهنگ اسلام در زمینه های علمی و اطلاعات فرهنگی بسیار غنی است. بنابراین کاری که شما انجام داده اید کار آسان و کوچکی نبوده است. بنده از تلاش شما قدردانی کرده و می خواهم عرض کنم کهشما در هدفتان که همانا آگاهی بخشی به من بوده است - موفق شده اید.

 

تمام اطلاعاتی را که ارایه شده بود مفید و جالب یافتم و باز هم، به خاطر وقت و تلاش زیادی که صرف کرده اید از شما تشکر می کنم.

آنچه مرا مجذوب اسلام می کند جایگاه رفیع دانش در آن است، چنانكه پیامبر اسلام طرفدار دانش بود و قرآن مجید می فرماید همه ی دانش ها از آن خداست.

 

هرگاه دانش، هنر و معنویت در درون هر فردی به هم درآمیزد یک ساختار قویِ درونی ایجاد خواهد کرد.

پیامبر عزیز ما فرمود: برای شناخت خداوند (وجود کل) در آغاز باید خودتان را بشناسید. و این بدان معناست که می بایست بر محدودیت های خود غلبه کنیم تا قادر به بروز دادن توانمندی های نهفته در درونِ خود باشیم.

 

ما بر پایه ی مبانی و زیربناهای علمی ، درک می کنیم که خداوند شامل همه ی اسماء و صفات در آفرینش است و وظیفه ی که پیش روی ماست این است که در پی کشف، و متجلی نمودنِ اسامی و صفات متعالی اش باشیم.

خداوند ما را در رسیدن به این امر و بهره گرفتن از این دانسته¬ها یاری نماید.انشاءالله

 

برای درک یگانگی در آفرینش موجودات و نقش آنها و نیز درک هدف این زندگی، پذیرش (اسلام) یک ضرورت است.

به همین دلیل است که ما به عنوان یک مسلمان باید به كل حیات احترام بگذاریم.

 

یک بار، عارفی، اسلام را برای من شرح داد، و گفت که خدا از هر چیزی که تا کنون ممکن است تصور کرده باشی بزرگ تر است.

حضرت رسول (ص) ، پیام آورِ عشق و دانش بود.

 

حضرت فاطمه (س) به  نمایندگی از زنان، نمونه ی یک زن کامل را ارایه نمود.

امام علی (ع) آمد تا از سوی ما شفیع شود. امام حسین (ع) عدالت را مطرح می کند.

 

 و حضرت مهدی (عج) نشان دهنده ی جنبه های پنهان ( و نهفته) در وجودِ ما است.

من آمده ام تا درک کنم هر یک از 12 ائمه، جنبه های خاصی از (وجودِ) ما را، برایمان مطرح کردند. و به این ترتیب ما را دریافتنِ هدف و مقصود ازاین زندگی، یاری می کنند. انشاءالله

 

برای من این امکان وجود دارد که با کمک دوستانِ خود در ایران و آمریکا، پلی بزنیم تا برخی از سوء تفاهمات که موجب انشقاق میان شرق و غرب شده است را برطرف کنیم.

آشکار است که سوء تفاهم ها به طور فزاینده ای در حال رشد هستند و این روند ادامه خواهد یافت تا زمانی که آنانکه در غرب هستند، درک کنند به چه دلیل پیامبر (ص) چنین جایگاه رفیعی را در قلب مسلمانان تسخیر نموده است.

او نشاندهنده ی مظاهرِ عشق، عقل و دانش بر روی زمین، است.

 

از این رو اهانت به او توهین به مبانی انسانی است که همه ی ما را با هم متحد می سازد.

امیدواریم از طریق هنر و سینما، این آرمان های متعالی را به اشتراک بگذاریم و از تفرقه¬ی بیشتر در درون خانواده ی بشری جلوگیری کنیم.

خداوند شما را حفظ کند و برکت دهد.

برادر شما - شان علی استون




[ چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ کامران ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 181 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

تبلیغات
یادمان باشد...


.::باتمام وجود گناه کردیم اما نه گناهانمان را فاش کرد،نه نعمت هایش را از ما گرفت،اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟!::.

آمار دفترخانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات