|
دفترخانه عشق .:: یادمان باشد وقتی ابوبکر نوشت: (ولیکم بعدی عمر) کسی «ولی» را به معنای دوست نگرفت! ::.
| ||
|
چطور در کودک ایجاد کنیم؟
انجام
کار توسط کودکان در خانه موضوع بحث و مجادلههای فراوانی است. برخی
بر این باورند که کودکان نباید هیچ کاری در خانه انجام دهند.آنها در واقع این طور
فکر میکنند که کودک به دنیا نیامده که کار کند، ظرف بشوید، خانه تمیز کند یا غذا
آماده کند. انجام همه این کارها وظیفه پدر و مادر است.از طرف دیگر برخی از
والدین و به خصوص متخصصان تربیت کودک و روانشناسان، معتقدند
که انجام کارهای روزمره در خانه برای کودک مفید است. آنها میگویند انجام چنین کارهایی به کودک حس مسئولیت میبخشد، اعتماد بهنفس او را افزایش میدهد و به او احساس «مهم بودن» میدهد ضمناً انجام این کارها او را برای انجام وظایف اجتنابناپذیر آینده در زندگی شخصی خود آماده میسازد . ادامه مطلب
یكى از معیارهاى ارزشى اسلام مراعات ادب بویژه در ارتباط با بزرگان و
مربیان است و حتى آمده است: كسى كه ادب ندارد، ایمان ندارد. آیات و روایات
زیادى در این زمینه هست كه از موضوع بحث ما خارج مىباشد.... در زمان رسول خدا گروهى از ضعیفالایمانها و منافقین هنگام دیدار با پیامبر الهى، بدون مراعات القاب آن حضرت، تنها با اسم، آن بزرگوار را صدا مىزدند، خداوند متعال آیهى شصت و سه سورهى نور (1)را فرستاد و بدین وسیله مؤمنین و مسلمانان مأمور گشتند با تعبیر: یا رسولاللَّه و یا «نبىاللَّه» آن حضرت را خطاب كنند. ادامه مطلب
فاطمهى زهرا علیهاالسلام از دیدگاه الهى آن چنان مقرب بوده و هست كه بدون
وجود او جهان خلقت به وجود نمىآمد. بنابراین هرچه بوده و هست و خواهد بود
به یمن و بركت آن بانوى عزیز هر دو جهان است. چنانچه پیامبر خدا، از
پروردگار عالم نقل مىكنند: عن النبى عن اللَّه تعالى: یا احمد! لولاك لما خلقت الافلاك، و لولا لما خلقتك ، و لولا فاطمه لما خلقتكما. (1) اى پیامبر الهى! اگر تو نبودى جهان را نمىآفریدم و اگر على علیهالسلام نبود تو را خلق نمىكردم، و چنانچه فاطمه علیهاالسلام نبود، تو و على را نیز به دنیا نمىآوردم. شاید این حدیث در مرحلهى نخست و بدون تفكر قابل هضم نباشد، ولى با یك مقدماتى كه به طور خلاصه باید گفت: پیامبر الهى و اهلبیت معصومش همگى یكى بوده و شاخ و برگ یك درخت مىباشند. و از نظر هدف نیز مكمل و متمم یكدیگرند، بنابراین، بدون تصور فاطمه علیهاالسلام كه كمال اسلام به وجود او و فرزندان معصوم او بستگى داشته و دارد، آیین اسلام و رسالت پیامبر و ولایت امیرالمؤمنین كمشعاع و كمفروغ خواهد بود. آرى ولایت على علیهالسلام مكمل رسالت و وجود زهرا پناه ولایت و فرزندانش نتیجه بخش اهداف رسالت و ولایت مىباشند. در این زمینه پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله مىفرمایند: «انى و ایاك و هذین و هذا الراقد فى مكان واحد یوم القیمه.» (2) رسول خدا در خانهى امیرالمؤمنین در حالى كه على علیهالسلام مشغول استراحت بود، خطاب به دخترش فاطمه علیهاالسلام فرمودند: من و تو و این دو فرزند (حسن و حسین) و این استراحتكننده (على) همگى در پیشگاه خدا در یك منزله و مكان خواهیم بود. 1ـ عوالم، ج 11، ص 25 و 26 چاپ المهدى. 2ـ فرائد السمطین، ج 2 ص 28، ش 367- بحار، ج 43، ص 283 با مختصر تفاوتى.
مرحوم صدوق از ابنعباس روایت مشروحى نقل كرده كه پیامبر (ص) در آن، از
ستمهائى كه به اهلبیت (ع) مىشود خبر داده است، از جمله از مطالب آن روایت
این است كه فرموده: امّا دخترم فاطمه (س)، او سرور بانوان دو جهان از اوّلین و آخرین است، او پارهى تن من، و نور چشم من، و میوهى دل من و روح من است كه در وجود من مىباشد، او حوراء انسیّه است، چون در محراب عبادت خود در پیشگاه خدا به عبادت پردازد، نور او، براى فرشتگان آسمان مىدرخشد، چنانكه نور ستارگان براى اهل زمین مىدرخشد، خداوند به فرشتگانش مىفرماید: «اى فرشتگان من، كنیز مرا كه سرور كنیزان من است، بنگرید كه در پیشگاه من براى عبادت ایستاده، مشاهده كنید كه چگونه از خوف من، اندامش مىلرزد و با همهى قلبش به عبادت من رو آورده است، شما را گواه مىگیرم كه من: شیعیان او را از آتش، ایمن ساختم. (یا گواهى مىدهم نزد شما، كه شیعیان او را از آتش دوزخ ایمن ساختم). (1) ادامه مطلب
حضرت زهرا سلاماللَّهعلیها، در مقام ولایت شریك امیرالمؤمنین و حسنین
علیهمالسلام است، و «جنگ و یا صلح با فاطمه و دوستى و دشمنى نسبت به او»
عینا همانند «حرب و یا سلم با على و حسنین، و حب و با بغض نسبت به آنان»
است. (روایاتى كه در این خصوص نقل گردیده است به شرح زیر است): زید بن ارقم از رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم چنین روایت مىكند: «قال رسولاللَّه لعلى و فاطمة والحسن والحسین: انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم». «پیامبر اكرم خطاب به على، فاطمه، حسن و حسین فرمود: من، با هر كسى كه با شما در جنگ باشد، در جنگم، و هر كسى كه با شما از در صلح و آشتى درآید، من نیز با او در صلح و صفا خواهم بود». ادامه مطلب
ابنعباس روایت مىكند: «ان رسولاللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم كان
جالسا ذات یوم، و عنده على و فاطمة والحسن والحسین، فقال: اللهم انك تعلم
ان هولاء اهل بیتى، و اكرم الناس على، فاحبب من احبهم، و ابغض من ابغضهم، و
وال من والاهم، و عاد من عاداهم و اعن من اعانهم و اجعلهم مطهرین من كل
دنس، معصومین من كل ذنب، و ایدهم بروح القدس منك، ثم قال: یا على، انت امام
امتى و خلیفتى علیها بعدى، و انت قائد المومنین الى الجنة، و كانى انظر
الى ابنتى فاطمة قد اقبلت یوم القیامة على نجیب من نور، عن یمینها سبعون
الف ملك، و بین یدیها سبعون الف ملك، و عن یسارها سبعون الف ملك، و عن
خلفها سبعون الف ملك، تقود مومنات امتى الى الجنة...- الى ان قال:- (1) و
انها السیدة نساءالعالمین. فقیل یا رسولاللَّه: اهى سیدة نساء عالمها؟
فقال صلى اللَّه علیه و آله و سلم: ذاك مریم بنت عمران، فاما ابنتى فاطمة
فهى سیدة نساءالعالمین من الاولین و الاخرین، و انها لتقوم فى محرابها
فیسلم علیها سبعون الف ملك من الملائكة المقربین، و ینادونها- بما نادت به
الملائكة مریم- فیقولون: یا فاطمة، ان اله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على
نساءالعالمین. ثم التفت الى على علیهالسلام فقال: یا على ان فاطمة بضعة
منى، و هى نور عینى، و ثمرة فوادى، یسوونى ما اساءها و یسرنى ما سرها، و
انها اول من یلحقنى من اهل بیتى، فاحسن الیها بعدى...- الى ان قال:- (2)
اللهم انى اشهدك انى محب لمن احبهم، و مبغض لمن الغضهم، و سلم لمن سالمهم، و
حرب لمن حاربهم و عدو لمن عاداهم، و ولى لمن والاهم». (3)
ادامه مطلب
چهارمین منقبتى كه وجود مقدس حضرت زهرا سلاماللَّهعلیها با پدر و همسر و
فرزندانش مشترك است، در اهتدا و اقتدا و تمسك است، یعنى هدایت یافتن و
پیروى كردن مردم از آنان و در موقع نیاز، متوسل شدن به آنان. انس بن مالك روایت مىكند: ادامه مطلب اشتراك حضرت صدیقه
سلاماللَّهعلیها با پدر و همسر و فرزندانش سلاماللَّهعلیهم در مجاز
بودن استثنائى آنان به ورود و توقف در مسجد پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و
آله و سلم در جمیع حالاتشان. مسجد پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم نسبت به تمام مساجد امتیازى خاص دارد، به این معنى كه هر شخص جنب و نفساء و حائض مىتواند به هر مسجدى وارد شود و بدون توقف از آنجا عبور كند، ولى هرگز كسى مجاز نیست در حال جنابت و حیض و نفاس از مسجدالنبى عبور نماید و این حكم، على و فاطمه و حسنین علیهمالسلاممستثنى هستند. آنان مىتوانند در هر حالتى كه باشند از مسجد الرسول عبور كنند؛ و نه تنها مىتوانند از آنجا عبور كنند، بلكه مىتواند در آن ازدواج نمایند و یا در حال جنابت در آنجا توقف كنند، و حتى حضرت زهرا علیهاالسلام مجاز است كه فرزندانش را در آن مكان مقدس و مطهر بدنیا آورد؛ و این امتیاز مطلب بسیار مهم و فوقالعادهاى است و شایان دقت و بررسى است. (ما ابتدا به ذكر چند روایت از علماى عامه مىپردازیم و پس از نقل آنها پیرامون این منقبت زهرا علیهاالسلام سخن خواهیم گفت): ادامه مطلب
پس از هجرت به مدینه و ساختن مسجد، پیامبر (ص) و اصحاب، خانههاى خود را در
اطراف آن ساختند و هر كدام از خانهها درى به مسجد داشت كه از همان درها
وارد مسجد مىشدند. روزى جبرئیل بر رسول خدا (ص) نازل شد و گفت: خدایت امر كرده است كه همه باید درهاى خصوصى به مسجد را ببندند، مگر على (ع) و فاطمه (س). سبط الجوزى مىنویسد: «این عمل سر و صدایى در میان عدهاى پدید آورد و گمان كردند این استثنا از جنبهى عاطفى است، رسول خدا (ص) همه را گرد آورد و آنگاه براى روشن شدن اذهان خطبهاى ایراد نموده، فرمود: من از جانب خود هرگز دستور باز ماندن و بسته شدن درى را ندادهام، بلكه این امرى بود از جانب خدا، و من هم از آن پیروى كردم».(1) 1ـ چشمه در بستر، ص 104 و 105.
نجات از شقاوت : تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام از آثار و بركات بسیارى
برخوردار است كه از جملهى آنها نجات یافتن از شقاوت و بدبختى است. هر انسانى به تناسب بینش و نگرشى كه به جهان هستى وجود پرآشوب خود دارد به دنبال خوشبختى است، و به عبارتى دیگر یكى از مهمترین مسائلى كه همهى انسانها را آگاه یا ناآگاه به خود مشغول داشته است به طورى كه كارهاى زندگى و برنامههایشان را در جهت وصول به آن پىریزى مىكنند، مسئلهى رسیدن به سعادت و گریزانى از شقاوت است. منتهى از آنجایى كه انسان اختیار دارد، راه خودش را باید آزادانه انتخاب كند. لذا انسان بعد از اینكه راه برایش نمایان شد، گاهى حسن انتخاب به خرج مىدهد و سبیل هدایت مىپیماید، و گاهى سوء انتخاب به خرج داده و سبیل ضلالت و گمراهى پیش مىگیرد. و این مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئلهاى است كه همهى آنان كه به خود آمدهاند، از آن مىترسند و آنها كه بصیرت ندارند و در خواب غفلت عمر مىگذرانند از آن نیز به غفلت به سر مىبرند. لذا آن دسته كه داراى بصیرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت همیشه دست به دعا و ذكر بلند مىكنند و با تضرع و اصرار از خداى خویش طلب دورى از شقاوت و وصول به سعادت مىنمایند. ادامه مطلب
محبت اولیاى خداوند نسبت به افراد، یك محبت ساده نیست، حتما از عواملى
سرچشمه مىگیرد كه مهمترین آنها علم و ایمان و تقواست، علاقهى
فوقالعادهى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم به دخترش فاطمه زهرا
دلیلى است بر وجود این امتیازات بزرگ در این بانوى نمونهى جهان و از این
گذشته وقتى او مىفرماید: «فاطمه برترین زنان جهان» یا «برترین زنان بهشت»
است، كه مدارك آن در بحثهاى گذشته بیان شد، این خود دلیل بر این است كه او
از نظر علمى نیز سرآمد همهى زنان جهان بود.
ادامه مطلب
دست تكوین و تشریع، انسان را به مقامى مىرساند كه حقیقت هستى، مشهود او
مىگردد. و نظارهگر نور و زیبایى مطلق مىشود و جز به محبت و عشق حق
نمىاندیشد و جز به صلابت حق حركت نمىكند و سخن نمىگوید، حوادث اجتماعى و
سیاسى جامعه، خردلى از عشق او نمىكاهند و او را بر علیه هستى
برنمىانگیزند؛ زیرا كه با شهود خویش به حقیقت هستى راه یافته و در هستى جز
خیر و زیبایى و محبت و لذت چیزى نمىیابد و شادیها و غمها را ناشى از
ماهیاتى مىبیند كه در آن جز فنا و نیستى نیست. او هیچ چیز را جز رؤیت
محبوب بر خود نمىپسندد به این حقیقت رسیده است كه به هر چیز تعلق حاصل كند
مظهر او خواهد گشت، لذا دل به جز خدا نمىبندد و تعلقى جز به خدا حاصل
نمىكند تا مظهر اسماء و صفات او باشد و مجلاى جمیل او گردد.
عارف بزرگ محمد على شاهآبادى در كتاب خود(1) به بیان مراتب حضور قلب پرداخته،آنگاه راجع به مرتبهى هفتم مىفرماید: ادامه مطلب انس مىگوید: روزى
رسولاللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم نماز صبح را با ما خواند، سپس روى
مباركش را به سوى ما برگرداند. عرض كردم: ممكن است آیه شریفهى (اولئك مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهداء والصالحین،و حسن اولئك رفیقا.)(1) (آنان با كسانى هستند كه خداوند نعمت (ولایت) خویش را بر آنها ارزانى داشته است، یعنى پیامبران و صدیقان و گواهان (اعمال) و صالحان. و چه رفیقان خوبى!) را تفسیر بفرمایید؟ فرمود: «اما «النبیون» فانا، و اما «الصدیقون» فاخى على علیهالسلام، و اما «الشهداء» فعمى حمزه، و اما «الصالحون» فابنتى فاطمه و اولادها الحسن والحسین علیهمالسلام...» (2) - مقصود از «پیامبران» من، و از «صدیقان» برادرم على علیهالسلام، و از «شهداء» عمویم حمزه، و از «صالحان» دخترم فاطمه و فرزندان او حسن و حسین علیهمالسلام هستند... بیان: كدام عظمت و فضیلت براى فاطمه علیهاالسلام بهتر از این كه در ردیف انبیاء و صدیقین و شهداء و صالحین قرار گیرد، بلكه خود از صالحین باشد و اهل اطاعت از خدا و رسول به ایشان ملحق شوند كه: «و من یطع اللَّه والرسول فاولئك مع الذین...» 1ـ نساء: 69. 2ـ بحارالانوار، ج 24، ص 31، روایت 2.
حدیث لوح گفتارى است نورانى در معرفى اوصیاء و جانشینان پیامبر مكرم اسلام
صلى اللَّه علیه و آله. حدیثى كه با معرفى تكتك معصومین علیهاالسلام پرده
از بعضى از وقایع و اتفاقات زمانهاى آنها برمىدارد ما در اینجا جهت اختصار
فقط به نقل ترجمه این حدیث كفایت مىكنیم: ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام روایت نموده است كه حضرت فرمود: ادامه مطلب روزى پیامبر (ص) در میان على
و فاطمه نشست. حضرت على علیهالسلام به پیامبر (ص) عرضه داشت: «كدامیك از
ما دو نفر را بیشتر دوست دارید، من و یا فاطمه سلاماللَّهعلیه را؟»
پیامبر (ص) فرمودند «فاطمه علیهاالسلام را بیشتر دوست مىدارم، و تو نزد من
عزیزتر و ارزندهتر مىباشى» و پاسخى از این بهتر براى توصیف مقام و منزلت
على علیهالسلام و فاطمه سلاماللَّهعلیه نمىباشد، زیرا پیامبر صلى
اللَّه علیه و آله فاطمه سلاماللَّهعلیه را از روى شفقت و محبت پدرانه
بیشتر دوست داشت و على علیهالسلام را از نظر مقام و منزلت و فضیلت
گرامىتر مىداشت.
فاطمه صلواتاللَّهعلیها لیلةالقدر بود، و لیلةالقدر داراى مراتبى است،
چنانكه همه حقایق وجودى چنیناند هر مرتبه دانى رقیقه عالى آن است و مرتبه
عالى، حقیقت رقیقهى مرتبه دانى است. خداى سبحان فرمود: «شما نشئه نخستین
را فهمیدید پس چرا متذكر نمىگردید» و در روایت رضوى چنین آمده: «خردمندان
دانستند كه حقایق عالم ماوراى این نشئه جز از طریق حقایق اینجا شناخته
نمىشوند». ادامه مطلب
به اتفاق همهى مسلمانان، رسولاللَّه (ص) دربارهى قرآن و عترت فرمودند:
من دو چیز را به عنوان امانت و یادگار نزد امت مىگذارم، یكى قرآن، دیگرى
عترت و اهلبیتم و شما تا زمانى كه به این دو تمسك كنید گمراه نخواهید شد، و
این دو از هم جدا نمىشوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند: قال رسولاللَّه (ص): «انى تارك فیكم الثقلین ما ان تمسكتم به لن تضلوا بعدى ابدا، و هما كتاب اللَّه طرفه بیداللَّه و طرفه بایدیكم، الثقل الاكبر، و عترتى اهل بیتى، والثقل الاصغر و لا یسبقوهم فتهلكوا فلا تعلموهم فانهم اعلم منكم و لن یفترقا حتى یردا على الحوض كهاتین...». (1) آرى ماترك و ارثیهى رسولاللَّه (ص) این دو چیز گرانبها و باارزش است كه در حقیقت ارثیهى نبوت و رسالت از آدم تا خاتم مىباشد، كه حجت بالغهى خداى سبحان است تا روز قیامت. حدیث شریف ثقلین از جمله احادیث معتبر و متواترى است كه حتى الفاظ آن هم به تواتر از رسولاللَّه (ص) رسیده است، به طورى كه هیچگونه شك و ابهامى در آن وجود ندارد، و با مراجعه به مآخذ و منابع روایى، این حقیقت همانند آفتاب نیمروزى كه حتى افراد كور هم وجود آن را احساس مىكنند، روشن و آشكار است. اگر كسى این حقیقت را منكر شود، خود را به كورى زده و اعشىمنش است كه حقیقت آشكار را كتمان مىكند، كه البته درمان این بیمارى بسیار دشوار و چه بسا ناممكن باشد. 1ـ ماخذ زیادى در جزوه تحقیقى موسوم به حدیث الثقلین ص 5، نوشتهى محقق گرامى جناب قوامالدین وشنوى دربارهى حدیث شریف و متواتر ثقلین ذكر شده. و نیز بحار، ج 23، ص 106 به بعد مراجعه شود.
دلیل دیگرى كه «ولیةاللَّه» بودن حضرت صدیقه زهرا سلاماللَّهعلیها را
اثبات مىكند، استقلال اوست در موضوع صلوات فرستادن بر آن حضرت و كیفیت
زیارتش، كه همانند صلوات بر پیامبر اكرم و امیرالمؤمنین و حسنین و زیارات
آنان است؛ یعنى همانگونه كه به صلوات بر آن چهار وجود مقدس و زیارتشان امر
شده است، نسبت به حضرت زهرا نیز در این موارد، همگان مأمور و ماجورند.
فاطمه علیهالسلام كه مشمول آیهى تطهیر و از اهلبیت پیامبر اكرم- یعنى
آلمحمد است- كیفیت صلوات بر او را رسول خدا بصراحت چنین بیان داشته است: «لا تصلوا على الصلوة البتراء، فقالوا: و ما الصلاه البتراء؟ قال: تقولون اللهم صل على محمد و تمسكون، بل قولوا: اللهم صل على محمد و آلمحمد». (1) ادامه مطلب
مسأله شفاعت، چیزى است كه ریشهى قرآنى و حدیثى داشته و ضرورت مذهب به حساب
مىآید. بنابراین، یكى از شفعاى روز قیامت- آن هم در حد وسیع- حضرت
فاطمهى زهرا علیهاالسلام مىباشد كه در اینجا توجه شما را به مضمون دو
حدیث كه از طریق حضرت سلمان و جابر جعفى آمده است جلب مىكنم: روزى سلمان به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله خدا گفت: اى مولاى من! تو را سوگند به خدا، از عظمت فاطمه علیهالسلام در روز قیامت تعریفى بفرمایید. ادامه مطلب موضوع دوازدهم در حقیقت تابع
و حاصل موضوع یازدهم است. كیفیت خلقت یكسان چهارده معصوم علیهمالسلام،
ایجاب مىكند كه در تمام شئون ولایت نیز ردیف یكدیگر باشند؛ لذا اثرات بغض و
یا محبت، اطاعت و یا عصیان نسبت به هر معصومى برابر و یكسان با آثار و داد
و یا عناد، سر پیچى و یا پیروى نسبت به هر یك از معصومین دیگر مىباشد.
اخبار وارده در این موضوع بسیار زیاد و فوقالعاده است و شیعه و سنى همگى
به این روایات معتقد بوده و به صحبت آنها اعتراف دارند. در اینجا چند روایت
از این دسته اخبار براى نمونه نقل مى شود:
«اخذ الرسول الاكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم بید الحسن والحسین، فقال:
من احبنى و احب هذین و اباهما و امهما كان معى فى درجتى یومالقیامة». (1)
ادامه مطلب |
||